postponable

[ایالات متحده]/[ˈpɒstˌpəʊnəbl]/
[بریتانیا]/[ˈpɑːstˌpoʊnəbl]/

ترجمه

adj. قابل تعویق شدن؛ قابل تاخیر شدن؛ معرض تعویق قرار گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

postponable meeting

جلسه قابل تعویق

easily postponable

به راحتی قابل تعویق

postponable deadline

مهلت قابل تعویق

is postponable

قابل تعویق است

being postponable

بودن قابل تعویق

potentially postponable

پتانسیل قابل تعویق

postponable event

رویداد قابل تعویق

highly postponable

بسیار قابل تعویق

was postponable

قابل تعویق بود

seemingly postponable

به نظر می‌رسد قابل تعویق باشد

جملات نمونه

the meeting was easily postponable until next week.

جلسه به راحتی تا هفته بعد می توانست تاخیر دهد.

some decisions are postponable, but this one isn't.

برخی تصمیمات می توانند تاخیر دهند، اما این یکی نمی تواند.

the project deadline is postponable if necessary.

مهلت پروژه در صورت لزوم می تواند تاخیر دهد.

is this task postponable, or should we start now?

این وظیفه می تواند تاخیر دهد یا باید اکنون شروع کنیم؟

the dinner reservation is postponable to a later time.

رزرو شام می تواند به زمانی بعدی تاخیر دهد.

the repairs are postponable due to the weather conditions.

اصلاحات به دلیل شرایط آب و هوا می تواند تاخیر دهد.

the presentation is postponable to accommodate everyone.

ارائه می تواند تاخیر دهد تا همه را جایگزین کند.

the payment is postponable with a late fee.

پرداخت می تواند تاخیر دهد با پرداخت یک جریمه تأخیر.

the vacation is postponable if work demands increase.

vacation می تواند تاخیر دهد اگر تقاضاهای کاری افزایش یابد.

the shipment is postponable to avoid potential delays.

ارسال می تواند تاخیر دهد تا تاخیرهای محتمل را جلوگیری کند.

the event is postponable to a more convenient date.

این رویداد می تواند به تاریخی مناسب تر تاخیر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید