rearrange

[ایالات متحده]/riːə'reɪn(d)ʒ/
[بریتانیا]/ˌriə'rendʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تغییر ترتیب یا موقعیت چیزی، تغییر یک برنامه مشخص شده.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریrearranging
قسمت سوم فعلrearranged
زمان گذشتهrearranged
شکل سوم شخص مفردrearranges

جملات نمونه

he had rearranged his schedule.

او برنامه زمانبندی خود را دوباره مرتب کرد.

When in charge oneself, one may rearrange the committees as one pleases.

وقتی مسئولیت بر عهده خودتان باشد، می‌توانید کمیته‌ها را به دلخواه خود دوباره مرتب کنید.

The music of the song has been rearranged for the cantata.

موسیقی ترانه برای کانتاتا بازآرایی شده است.

she rearranged her skirt as she sat back in her chair.

او دامن خود را مرتب کرد همانطور که روی صندلی خود نشست.

they rearrange what is dead, unresisting material, and I know that even Plutarch will never recapture Alexande.

آنها آنچه را که مرده و مقاومت‌ناپذیر است، دوباره مرتب می‌کنند، و من می‌دانم که حتی پلوتارخ هم نمی‌تواند الکساندر را دوباره به دست آورد.

The formation-types are first rearranged into four major biochores-forest, savanna, grassland , and desert.

انواع تشکیل دهنده ابتدا به چهار زیستگاه اصلی بازآرایی می شوند: جنگل، ساوانا، چمنزار و صحرا.

Londonshamisenclub - retro-electro world music A world music group of mandola, darbuka and sax - playing original materials and rearranged folklore...

کلوب لندن شامیسن - موسیقی جهان رترو-الکترو گروه موسیقی جهان از ماندولا، داربوکا و ساکسیفون - نواختن مواد اصلی و بازسازی فولکلور...

نمونه‌های واقعی

I can rearrange things the way I like.

من می‌توانم چیزها را به روشی که دوست دارم، دوباره مرتب کنم.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

One trick Costco uses is to constantly rearrange the store.

یکی از ترفندهای کوستکو این است که به طور مداوم مغازه را دوباره مرتب کنند.

منبع: Popular Science Essays

You can make plans to rearrange everyone else's Life without consulting us.

شما می‌توانید برنامه‌ریزی کنید تا زندگی دیگران را بدون مشورت با ما دوباره مرتب کنید.

منبع: Movie resources

Then they rearranged the figures. Let's just leave it at that.

سپس آنها ارقام را دوباره مرتب کردند. بیایید همین را بگذاریم.

منبع: Friends Season 3

That can be moved around and rearranged.

می‌توان آن را جابجا و دوباره مرتب کرد.

منبع: Humanity: The Story of All of Us

She rearranges the notes into two categories.

او یادداشت‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند.

منبع: Crash Course Writing Series

This position seems really interesting, I'd literally rearrange my schedule for the chance to be involved.

این موقعیت بسیار جالب به نظر می‌رسد، من به طور جدی برنامه زمانی خود را برای فرصت مشارکت تغییر خواهم داد.

منبع: Emma's delicious English

They rearrange themselves into different patterns, or distributions.

آنها خود را به الگوها یا توزیع‌های مختلف تغییر می‌دهند.

منبع: Crash Course Botany

Imagine a cloud of countless microscopic robots which can be rearranged into virtually any configuration nearly instantaneously.

تصور کنید ابر بی‌شماری از ربات‌های میکروسکوپی که می‌توانند تقریباً به سرعت در هر پیکربندی‌ای دوباره مرتب شوند.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Having enough gravity to rearrange into a sphere is one of the criteria for being a planet.

داشتن نیروی گرانشی کافی برای تبدیل شدن به یک کره یکی از معیارهای سیاره بودن است.

منبع: PBS Fun Science Popularization

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید