postponedly

[ایالات متحده]/pəʊˈspəʊndɪdli/
[بریتانیا]/poʊˈspoʊndɪdli/

ترجمه

adv. به صورت تعویق شده؛ پس از تعویق

جملات نمونه

we postponedly approved the budget after a brief audit.

ما با تاخیر بودجه را پس از یک بررسی مختصر تأیید کردیم.

the team postponedly announced the schedule due to unexpected delays.

تیم با تاخیر زمانبندی را به دلیل تاخیرهای غیرمنتظره اعلام کرد.

she postponedly replied to the email after a long meeting.

او پس از یک جلسه طولانی به ایمیل با تاخیر پاسخ داد.

they postponedly signed the contract following legal review.

آنها پس از بررسی حقوقی قرارداد را با تاخیر امضا کردند.

he postponedly submitted the report because the data arrived late.

او گزارش را با تاخیر ارائه کرد زیرا داده‌ها دیرتر رسید.

we postponedly made a decision once we had enough evidence.

ما پس از اینکه دلایل کافی داشتیم، تصمیم را با تاخیر گرفتیم.

the company postponedly launched the product after final testing.

شرکت پس از آزمایش نهایی، محصول را با تاخیر راه‌اندازی کرد.

she postponedly confirmed the reservation when her flight was rebooked.

او وقتی پرواز او بازبینی شد، رزرو را با تاخیر تأیید کرد.

they postponedly opened the store because the permits were missing.

آنها به دلیل نبود مجوزها، فروشگاه را با تاخیر باز کردند.

he postponedly paid the invoice after resolving the billing dispute.

او پس از حل اختلاف فاکتور، فاکتور را با تاخیر پرداخت.

we postponedly arranged the interview once the panel was available.

ما پس از اینکه پنل در دسترس بود، مصاحبه را با تاخیر برنامه‌ریزی کردیم.

the judge postponedly issued the ruling after reviewing new testimony.

دیوان پس از بررسی شهادت‌های جدید، حکم را با تاخیر صادر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید