posy

[ایالات متحده]/'pəʊzɪ/
[بریتانیا]/'pozi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دسته گل; [باستانی] یک بیت یا نوشته درون یک حلقه.
Word Forms
جمعposies

جملات نمونه

gathered a posy of violets. See also Synonyms at fragrance

یک دسته گل بنفشه جمع کرد. همچنین به مترادف‌ها در بخش عطر مراجعه کنید

Those luxurious apparels open with coquet under the moisture of sullages, posy by posy. With such beauty. Sleepless.

آن لباس‌های لوکس با عشوه و ناز در زیر رطوبت آبشارها، گل به گل، با چنین زیبایی، بی‌خواب.

According to the character of the posy, the edition of the Han Dynasty mirror poem has been concluded belonging to the eisegetical ShiJin edition of vulgar bookman.

بر اساس شخصیت منظومه، ویرایش شعر آینه سلسله هان به این نتیجه رسیده است که متعلق به ویرایش شی جین تفسیرگونه از کتاب‌های عامه‌پسند است.

She carried a small posy of flowers to the party.

او یک دسته کوچک گل به مهمانی آورد.

The bride held a beautiful posy of roses.

عروس یک دسته گل رز زیبا در دست داشت.

He presented her with a posy of wildflowers.

او یک دسته گل وحشی به او هدیه داد.

The little girl picked a posy of daisies for her mother.

دختر کوچک برای مادرش یک دسته گل مارگیر چید.

The posy of lavender filled the room with a lovely scent.

دسته اسطخودوس فضای اتاق را با بوی دلپذیری پر کرد.

She received a posy of congratulatory flowers for her promotion.

او به پاس ارتقای خود، یک دسته گل تبریک دریافت کرد.

The garden was full of colorful posies of different sizes.

باغ پر از دسته‌های رنگارنگ گل به اندازه‌های مختلف بود.

He always brings a posy of flowers when he visits his grandmother.

او همیشه وقتی مادربزرگش را ملاقات می‌کند، یک دسته گل می‌آورد.

The young boy picked a posy of daffodils from the field.

پسر جوان یک دسته گل نرجس از مزرعه چید.

She placed a posy of fresh herbs on the kitchen windowsill.

او یک دسته گیاهان تازه را در طاقچه آشپزخانه قرار داد.

نمونه‌های واقعی

She opened the casement to get a better view of the garlands and posies that adorned it.

او پنجره را باز کرد تا منظره بهتر شاخه‌ها و گل‌های تزئینی را ببیند.

منبع: Returning Home

" They are lovely. But Beth's roses are sweeter to me, " said Mrs. March, smelling the half–dead posy in her belt.

«آنها زیبا هستند. اما گل‌های رز بث برای من شیرین‌تر هستند،» خانم مارچ گفت و عطر گل پژمرده‌ای که روی کمربندش داشت را بوئید.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

This actually meant that secret messages could be passed by giving someone a posy of flowers.

این در واقع به این معنی بود که می‌توان با دادن یک دسته گل به کسی، پیام‌های سری را منتقل کرد.

منبع: 2022-2023-2 Academic Listening

The flower shops were making up Saturday's roses into Victorian posies where their errant petals could be gently corseted.

گل‌فروشی‌ها در حال تهیه گل‌های رز شنبه به سبک ویکتوریایی بودند که گلبرگ‌های سرکش آن‌ها می‌توانستند به آرامی کمربند شوند.

منبع: One Shilling Candle (Upper)

Oh, well, it's nice to know that some dime-store posies from an unnamed stalker have made you an expert on matters of the heart.

اوه، خب، خوشایند است که بدانیم برخی از گل‌های ارزان‌قیمتی از یک stalker بی‌نام و نشان شما را در امور قلب متخصص کرده‌اند.

منبع: Modern Family - Season 08

" I'll do my best to gratify you, Sir, " was Laurie's unusually dutiful reply, as he carefully unpinned the posy Jo had put in his buttonhole.

«من تمام تلاشم را خواهم کرد تا شما را راضی کنم، قربان،» لوری به طور غیرمعمول پاسخگویی گفت، در حالی که با دقت سنجاق سر جو را از سوراخ دکمه لباسش جدا کرد.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

" I guess the princess gave him a posy, and opened the gate after a while, " said Laurie, smiling to himself, as he threw acorns at his tutor.

«فکر می‌کنم شاهزاده خانم به او یک دسته گل داد و بعد از مدتی دروازه را باز کرد،» لوری با لبخند به خودش گفت، در حالی که بلوط‌ها را به سمت معلم خصوصی‌اش می‌انداخت.

منبع: "Little Women" original version

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید