potstickers

[ایالات متحده]//ˈpɒtˌstɪkəz//
[بریتانیا]//ˈpɒtˌstɪkərz//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ډمپلټ کوچنی، سرخ‌کرې، چې په معمول ډول ډال یا سبزي ډال وي؛ یوه ډیسه چې د پاتستیکرونو څخه جوړه شوې.

عبارات و ترکیب‌ها

making potstickers

تهیه دامپلینگ

eating potstickers

خوردن دامپلینگ

love potstickers

عشق به دامپلینگ

fresh potstickers

دامپلینگ تازه

fried potstickers

دامپلینگ سرخ شده

steamed potstickers

دامپلینگ بخارپز

potstickers now

دامپلینگ الان

delicious potstickers

دامپلینگ خوشمزه

ordered potstickers

سفارش دامپلینگ

جملات نمونه

we ordered a large plate of potstickers to share.

ما یک بشقاب بزرگ پوت‌استیکر سفارش دادیم تا با هم بخوریم.

my favorite way to eat potstickers is pan-fried.

علاقه‌مندم پوت‌استیکرها را سرخ کنم.

the restaurant is famous for its delicious potstickers.

این رستوران به خاطر پوت‌استیکرهای خوشمزه‌اش معروف است.

i love dipping my potstickers in soy sauce and vinegar.

من عاشق اینم که پوت‌استیکرهای خودم را در سس سویا و سرکه بزنم.

let's make potstickers together this weekend.

این آخر هفته با هم پوت‌استیکر درست کنیم.

the potstickers were crispy on the outside and juicy inside.

پوت‌استیکرها در خارج ترد و در داخل آبدار بودند.

she carefully folded the potstickers with impressive skill.

او با مهارت چشمگیری پوت‌استیکرها را به دقت تا کرد.

we found a great deal on potstickers at the food market.

ما در بازار غذا با قیمت مناسب پوت‌استیکر پیدا کردیم.

he taught me how to properly cook potstickers on a griddle.

او به من یاد داد که چگونه به درستی پوت‌استیکرها را روی تابه درست کنم.

the aroma of freshly cooked potstickers filled the air.

بوی پوت‌استیکرهای تازه پخته شده هوا را پر کرد.

they served us a side of chili oil with our potstickers.

آنها یک ساید از روغن چیلی با پوت‌استیکرهای ما سرو کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید