powerlifters

[ایالات متحده]/[ˈpaʊəˌlɪftəz]/
[بریتانیا]/[ˈpaʊərˌlɪftərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در ورزش ایفالتیng شرکت می‌کنند؛ گروهی از افراد که در ایفالتیng شرکت می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

powerlifters train

وزن‌برداران تمرین می‌کنند

watching powerlifters

به وزن‌برداران نگاه می‌کنند

strong powerlifters

وزن‌برداران قوی

powerlifters compete

وزن‌برداران رقابت می‌کنند

supporting powerlifters

وزن‌برداران را حمایت می‌کنند

elite powerlifters

وزن‌برداران حرفه‌ای

powerlifters lifting

وزن‌برداران بلند می‌کنند

inspiring powerlifters

وزن‌برداران الهام‌بخش

young powerlifters

وزن‌برداران جوان

dedicated powerlifters

وزن‌برداران وفادار

جملات نمونه

many powerlifters dedicate years to perfecting their squat technique.

بسیاری از قدرت‌وزن‌کشی‌ها سال‌ها را صرف یادگیری بهتر فریم خود می‌کنند.

the competition saw several impressive displays from young powerlifters.

در رقابت‌ها نمایش‌های چشم‌گیری از قدرت‌وزن‌کشی‌های جوان دیده شد.

powerlifters often require a strict diet to fuel their training.

قدرت‌وزن‌کشی‌ها اغلب نیاز به رژیم غذایی سخت‌گیرانه برای تغذیه تمرینات خود دارند.

she's an aspiring powerlifter hoping to compete nationally next year.

او یک قدرت‌وزن‌کشی در حال رشد است که امیدوار است سال آینده در سطح ملی رقابت کند.

experienced powerlifters use specialized equipment to maximize their lifts.

قدرت‌وزن‌کشی‌های تجربه‌دار از تجهیزات ویژه برای بیش‌ترین افزایش وزن استفاده می‌کنند.

the gym is a popular training spot for local powerlifters.

گیم یک مکان محبوب برای تمرین قدرت‌وزن‌کشی‌های محلی است.

powerlifters need a strong mental game to push through challenging sets.

قدرت‌وزن‌کشی‌ها نیاز به بازی ذهنی قوی برای گذار از مجموعه‌های چالش‌برانگیز دارند.

he's a competitive powerlifter with a passion for breaking records.

او یک قدرت‌وزن‌کشی رقابتی است که عاشق شکستن رکوردها است.

the coach works with powerlifters to improve their overall strength.

مربی با قدرت‌وزن‌کشی‌ها کار می‌کند تا قدرت کلی آن‌ها را افزایش دهد.

powerlifters frequently experience muscle soreness after intense training sessions.

قدرت‌وزن‌کشی‌ها اغلب پس از جلسات تمرین شدید، درد عضلانی را تجربه می‌کنند.

several female powerlifters are challenging traditional gender roles in strength sports.

چندین قدرت‌وزن‌کشی زن، نقش‌های جنسی سنتی در ورزش‌های قدرت را چالش می‌پذیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید