prattles

[ایالات متحده]/ˈpræt.əlz/
[بریتانیا]/ˈpræt.əlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شیوه‌ای کودکانه یا بی‌گناه صحبت می‌کند؛ صداهای مداوم و بی‌معنی تولید می‌کند؛ در گفتگوهای بی‌هدف شرکت می‌کند؛ درباره مسائل جزئی صحبت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

baby prattles

بچه‌بازی

she prattles on

او بی وقفه صحبت می‌کند

he prattles away

او با لذت صحبت می‌کند

prattles of joy

حرف‌های شادی

prattles and giggles

خنده‌ها و حرف‌های بی‌محتوا

prattles of excitement

حرف‌های هیجان‌انگیز

prattles in sleep

حرف‌های در خواب

prattles with glee

حرف‌های با خوشحالی

prattles of nonsense

حرف‌های بی‌معنی

جملات نمونه

the toddler prattles on about her favorite toys.

کودک نوپا بی‌وقفه درباره اسباب‌بازی‌های مورد علاقه‌اش صحبت می‌کند.

he prattles endlessly during our long drives.

او در طول سفرهای طولانی ما بی‌وقفه صحبت می‌کند.

she prattles to her friends about the latest gossip.

او با دوستانش درباره آخرین شایعات صحبت می‌کند.

the parrot prattles phrases it has learned.

طوطی عباراتی را که آموخته، تکرار می‌کند.

my grandmother prattles about her youth.

مادربزرگم درباره جوانی‌اش صحبت می‌کند.

the child prattles happily while playing in the park.

کودک با خوشحالی در حالی که در پارک بازی می‌کند، صحبت می‌کند.

during the meeting, he prattles without making any point.

در طول جلسه، او بدون اینکه نکته‌ای را مطرح کند، صحبت می‌کند.

she prattles on the phone for hours every day.

او هر روز ساعت‌ها با تلفن صحبت می‌کند.

the kids prattles excitedly about their school trip.

بچه‌ها با هیجان درباره سفر مدرسه خود صحبت می‌کنند.

he prattles about his favorite movie scenes.

او درباره صحنه‌های مورد علاقه فیلمش صحبت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید