silences

[ایالات متحده]/ˈsaɪlənsɪz/
[بریتانیا]/ˈsaɪlənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث می‌شود ساکت باشد؛ باعث می‌شود خاموش باشد؛ سرکوب می‌کند؛ ساکت می‌کند (تا مردم ساکت باشند)

عبارات و ترکیب‌ها

deep silences

سکوت‌های عمیق

long silences

سکوت‌های طولانی

profound silences

سکوت‌های عمیق و نافذ

silent silences

سکوت‌های خاموش

quiet silences

سکوت‌های آرام

awkward silences

سکوت‌های ناخوشایند

heavy silences

سکوت‌های سنگین

uncomfortable silences

سکوت‌های ناراحت‌کننده

shared silences

سکوت‌های مشترک

echoing silences

سکوت‌های پژواک‌دار

جملات نمونه

the silences between us spoke louder than words.

سکوت‌های بین ما بلندتر از کلمات صحبت می‌کردند.

in the midst of chaos, the silences were comforting.

در میان هرج و مرج، سکوت‌ها آرامش‌بخش بودند.

sometimes, the best conversations are the ones filled with silences.

گاهی اوقات، بهترین مکالمات، مکالماتی هستند که با سکوت پر شده‌اند.

she enjoyed the silences that punctuated their discussions.

او از سکوت‌هایی که بحث‌هایشان را قطع می‌کردند لذت می‌برد.

his silences revealed his true feelings.

سکوت‌های او احساسات واقعی‌اش را نشان می‌داد.

they shared comfortable silences during their long walks.

آنها در طولانی پیاده‌روی‌هایشان سکوت‌های راحت را با هم تقسیم می‌کردند.

the silences in the room were palpable.

سکوت در اتاق ملموس بود.

she often used silences to emphasize her point.

او اغلب از سکوت برای تاکید بر حرفش استفاده می‌کرد.

his long silences made everyone uncomfortable.

سکوت‌های طولانی او همه را ناراحت می‌کرد.

in literature, silences can convey deep emotions.

در ادبیات، سکوت‌ها می‌توانند احساسات عمیقی را منتقل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید