preening

[ایالات متحده]/ˈpriːnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpriːnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (از یک پرنده) برای تمیز کردن یا مرتب کردن پرهای خود با منقار خود؛ برای پیرایش خود

عبارات و ترکیب‌ها

preening bird

مرغی که خود را مرتب می‌کند

preening oneself

خود را مرتب کردن

preening feathers

مرتب کردن پرها

preening behavior

رفتار مرتب کردن

preening ritual

آیین مرتب کردن

preening time

زمان مرتب کردن

preening ducks

مرتب کردن اردک‌ها

preening process

فرآیند مرتب کردن

preening habits

عادت‌های مرتب کردن

preening session

جلسه مرتب کردن

جملات نمونه

the bird spent hours preening its feathers.

پرنده ساعت‌ها در حال مرتب کردن پرهای خود بود.

she watched the cat preening itself in the sun.

او دید که گربه در آفتاب در حال مرتب کردن خود است.

preening is essential for birds to maintain their plumage.

مرتب کردن پرها برای حفظ پر و پوشش پرندگان ضروری است.

the peacock was preening its colorful tail.

طاووس در حال مرتب کردن دم رنگارنگ خود بود.

he noticed the duck preening by the pond.

او متوجه شد که اردک در کنار حوض در حال مرتب کردن خود است.

preening helps birds remove dirt and parasites.

مرتب کردن پرها به پرندگان کمک می کند تا کثیفی و انگل ها را از بین ببرند.

the swan was preening gracefully on the lake.

غاز با ظرافت روی دریاچه در حال مرتب کردن خود بود.

after the rain, she saw the birds preening themselves.

بعد از باران، او پرندگانی را که در حال مرتب کردن خود بودند، دید.

he spent the afternoon preening his collection of model airplanes.

او بعد از ظهر را صرف مرتب کردن مجموعه هواپیماهای مدل خود کرد.

preening is a common behavior among many animal species.

مرتب کردن پرها رفتاری رایج در بین بسیاری از گونه های حیوانات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید