disregarding

[ایالات متحده]/ˌdɪsrɪˈɡɑːdɪŋ/
[بریتانیا]/ˌdɪsrɪˈɡɑrdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی توجه نکردن؛ نادیده گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

disregarding rules

نادیده گرفتن قوانین

disregarding advice

نادیده گرفتن توصیه ها

disregarding warnings

نادیده گرفتن هشدارهای

disregarding facts

نادیده گرفتن حقایق

disregarding consequences

نادیده گرفتن عواقب

disregarding opinions

نادیده گرفتن نظرات

disregarding safety

نادیده گرفتن ایمنی

disregarding policies

نادیده گرفتن سیاست ها

disregarding standards

نادیده گرفتن استانداردها

disregarding procedures

نادیده گرفتن رویه ها

جملات نمونه

disregarding the weather, we decided to go hiking.

با بی‌توجهی به هوا، تصمیم گرفتیم به پیاده‌روی برویم.

he continued to work, disregarding the warnings from his colleagues.

او به کار خود ادامه داد، با بی‌توجهی به هشدارهای همکارانش.

disregarding her advice, he made the risky investment.

با بی‌توجهی به نصیحت او، سرمایه‌گذاری پر ریسک انجام داد.

the committee made a decision, disregarding public opinion.

کمیته تصمیمی گرفت، با بی‌توجهی به نظر مردم.

disregarding the rules, they entered the restricted area.

با بی‌توجهی به قوانین، وارد منطقه ممنوع شده‌اند.

she spoke her mind, disregarding the potential backlash.

او حرف دلش را گفت، با بی‌توجهی به واکنش احتمالی.

disregarding the cost, they decided to renovate the house.

با بی‌توجهی به هزینه، تصمیم گرفتند خانه را بازسازی کنند.

he finished the project on time, disregarding his own health.

او پروژه را به موقع تمام کرد، با بی‌توجهی به سلامتی خود.

disregarding the noise, she focused on her studies.

با بی‌توجهی به صدا، روی تحصیلات خود تمرکز کرد.

they proceeded with the plan, disregarding the risks involved.

آنها با بی‌توجهی به خطرات احتمالی، طبق برنامه پیش رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید