prefigure

[ایالات متحده]/ˌpriːˈfɪɡə(r)/
[بریتانیا]/ˌpriːˈfɪɡjər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پیش بینی کردن یا پیشنهاد دادن چیزی که در آینده اتفاق خواهد افتاد؛
n. یک تصور یا تصویر که از قبل ایجاد شده است؛
adj. به عنوان نشانه یا هشدار از آنچه که قرار است بیفتد.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریprefiguring
زمان گذشتهprefigured
قسمت سوم فعلprefigured
شکل سوم شخص مفردprefigures
جمعprefigures

جملات نمونه

the Hussite movement prefigured the Reformation.

جنبش هوسیت، اصلاحات مذهبی را پیش‌بینی کرد.

she had prefigured her small pilgrimage as made in solitude.

او زیارت کوچک خود را به تنهایی پیش‌بینی کرده بود.

The paintings of Paul Cézanne prefigured the rise of cubism in the early 20th century.

نقاشی‌های پل سزان، ظهور كوبيزم را در اوایل قرن بیستم پیش‌بینی کرد.

A quatrain by my father and a macabre series that might prefigure the death of one of the members of the Royal Family... Quite package!

یک رباعی از پدرم و یک مجموعه مرموز و وحشتناک که ممکن است حاکی از مرگ یکی از اعضای خانواده سلطنتی باشد... چه بسته‌ای!

The artist's early works prefigure the themes that would dominate his later career.

آثار اولیه هنرمند، موضوعاتی را که در دوران حرفه‌ای او غالب بودند، پیش‌بینی می‌کنند.

Her groundbreaking research in the 1960s prefigured many modern scientific discoveries.

تحقیقات پیشگامانه او در دهه 1960، کشف‌های علمی مدرن بسیاری را پیش‌بینی کرد.

The dream seemed to prefigure the tragic events that would unfold the next day.

به نظر می‌رسید این رؤیا وقایع غم‌انگیز روز بعد را پیش‌بینی می‌کند.

The early signs of economic downturn prefigure a possible recession.

علائم اولیه رکود اقتصادی، یک رکود احتمالی را پیش‌بینی می‌کنند.

His visionary ideas prefigure a future where technology and humanity are intertwined.

ایده‌های نوآورانه او، آینده‌ای را پیش‌بینی می‌کنند که در آن فناوری و انسانیت در هم تنیده شده‌اند.

The ancient myths often prefigure the moral lessons found in later literature.

افسانه‌های باستانی اغلب درس‌های اخلاقی یافت شده در ادبیات بعدی را پیش‌بینی می‌کنند.

The strange occurrences in the town seemed to prefigure a major disaster.

واقعه‌های عجیب و غریب در شهر، پیش‌بینی یک فاجعه بزرگ به نظر می‌رسید.

The early symptoms of the disease prefigure a more serious condition.

علائم اولیه بیماری، یک وضعیت جدی‌تر را پیش‌بینی می‌کنند.

His bold fashion choices often prefigure the trends that will become popular later.

انتخاب‌های جسورانه او در مد، اغلب روند‌هایی را پیش‌بینی می‌کنند که بعداً محبوب خواهند شد.

The prophet's words seemed to prefigure the impending doom of the kingdom.

سخنان پیامبر، پیش‌بینی نابودی قریب‌الوقوع پادشاهی به نظر می‌رسید.

نمونه‌های واقعی

The paintings of Paul Cezanne prefigured the rise of cubism in the early 20th century.

نقاشی‌های پل سزان، ظهور کوبیسم را در اوایل قرن بیستم پیش‌بینی کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

She relished the foretaste of death, prefigured by the catastrophes of friends--persistently she clung to the idea of Nicole's tragic destiny.

او طعم مرگ را، که توسط فاجعه‌های دوستان پیش‌بینی شده بود، دوست داشت - به طور مداوم به این ایده که سرنوشت غم‌انگیز نیکول وجود دارد، چسبید.

منبع: The Night is Gentle (Part Two)

All disaster flicks prefigure the end of the world, but " Titanic" eerily reflects the contours and countdown of the climate emergency.

همه فیلم‌های فاجعه‌ای، پایان دنیا را پیش‌بینی می‌کنند، اما "تایتانیک" به طرز وهم‌آوری، شکل و شمارش معکوس بحران آب و هوا را منعکس می‌کند.

منبع: The Economist Culture

Thus, a blazing spear, a sword of flame, a bow, or a sheaf of arrows, seen in the midnight sky, prefigured Indian warfare.

بنابراین، نیزه‌ای آتشین، شمشیر شعله‌ای، کمان یا دسته ای از تیرها که در آسمان نیمه‌شب دیده می‌شد، جنگ‌های سرخپوستان را پیش‌بینی کرد.

منبع: Red characters

In many ways, " Flight 93" was era-defining, abetting a reckoning within the conservative movement and prefiguring the take-no-prisoners style of right-wing politics that would soon hold sway.

به بسیاری از جهات، "پرواز 93" دوران‌ساز بود، به ایجاد یک حسابرسی در درون جنبش محافظه‌کارانه کمک کرد و سبک بی‌رحم سیاست راست‌گرایانه را که به زودی قدرت را به دست می‌آورد، پیش‌بینی کرد.

منبع: New York Times

A straight talker like Roseanne Conner almost prefigured the candidate who used his very first presidential debate to distinguish himself from ordinary politicians: When they call, I give.

یک سخن‌گو صریح مانند روزان کانر تقریباً نامزد را پیش‌بینی کرد که از اولین مناظره ریاست جمهوری خود برای متمایز کردن خود از سیاستمداران معمولی استفاده کرد: وقتی آنها تماس می‌گیرند، من می‌دهم.

منبع: Time

She had prefigured to herself, even with exaggeration, the disgust of her friends, and she had even feared that Celia might be kept aloof from her.

او حتی با اغراق، پیش‌بینی کرده بود که دوستانش از او متنفر خواهند بود، و حتی از این می‌ترسید که سلیا از او جدا نگه داشته شود.

منبع: Middlemarch (Part Five)

The hero, the wonderful young Parisian in whom the romantic and the scientific temperaments were so strangely blended, became to him a kind of prefiguring type of himself.

قهرمان، پاریسی جوان و فوق العاده که در او ترکیبی عجیب و غریب از خلق و خوی رمانتیک و علمی وجود داشت، برای او به نوعی نمونه‌ای از خود تبدیل شد.

منبع: The Picture of Dorian Gray

This division into nation states prefigures what would happen to Europe in the mid-19th century, and in that sense, Latin America is the leader of 19th century world history.

این تقسیم‌بندی به دولت‌های ملی، آنچه در قرن نوزدهم اروپا اتفاق می‌افتد را پیش‌بینی می‌کند و در این معنا، آمریکای لاتین رهبر تاریخ جهان در قرن نوزدهم است.

منبع: World History Crash Course

This personage prefigured and represented in his aspect the whole dismal severity of the Puritanic code of law, which it was his business to administer in its final and closest application to the offender.

این شخصیتی، در جنبه خود، تمام شدت غم‌انگیز قانون را که وظیفه‌اش اجرای آن در کاربرد نهایی و نزدیک به متخلف بود، پیش‌بینی و نشان داد.

منبع: Red characters

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید