pregnant

[ایالات متحده]/ˈpreɡnənt/
[بریتانیا]/ˈpreɡnənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. انتظار یک نوزاد، دلالت کردن یا پیشنهاد دادن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

pregnant woman

زن باردار

to be pregnant

حامل بودن

pregnant solution

راه حل بارداری

جملات نمونه

a development pregnant with implications.

توسعه ای مملو از پیامدها.

be pregnant with new ideas

باردار ایده‌های جدید بودن

She is a pregnant woman.

او یک زن باردار است.

His words are pregnant with meaning.

کلمات او مملو از معنا هستند.

mothers-to-be (= pregnant women )

مادران آینده ( = زنان باردار )

She is pregnant with her first child.

او با اولین فرزندش باردار است.

most pregnant women abstain or drink very little.

اکثر زنان باردار خودداری می کنند یا خیلی کم می نوشند.

smoking when pregnant can harm your baby.

سیگار کشیدن در دوران بارداری می تواند به نوزاد شما آسیب برساند.

pregnant women lusting for pickles and ice cream.

زنان باردار که هوس خوردن خیارشور و بستنی دارند.

she was heavily pregnant with her second child.

او به شدت با فرزند دومش باردار بود.

The pregnant woman looked forward to her maternity.

زن باردار مشتاق دوران материته خود بود.

All nature seemed pregnant with life.

به نظر می رسد تمام طبیعت مملو از زندگی است.

And Bunton is now pregnant with her first child.

و بانتون اکنون با اولین فرزندش باردار است.

a conversation occasionally punctuated by pregnant pauses.

مکالمه‌ای که گاهی اوقات با مکث‌های معنی‌دار همراه است.

A woman is pregnant for nine months before a child is born.

یک زن قبل از تولد نوزاد، برای نه ماه باردار است.

His words were followed by a pregnant pause.

کلمات او با یک مکث طولانی دنبال شد.

Then she dropped her bombshell.“I’m pregnant.

سپس او خبر مهم خود را فاش کرد: «من باردارم.»

نمونه‌های واقعی

She says, " I'm six months pregnant" !

او می‌گوید: "من شش ماهه باردارم!"

منبع: VOA Slow English - Word Stories

We interrupt " Pregnant baby" with breaking news.

ما "نوزاد باردار" را با اخبار فوری قطع می‌کنیم.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

About half are pregnant and some have children already.

تقریباً نیمی از آنها باردار هستند و برخی از آنها قبلاً بچه دارند.

منبع: This month VOA Special English

It was an award show. I'm a little bit pregnant.

این یک برنامه اهدای جوایز بود. من کمی باردارم.

منبع: Idol speaks English fluently.

Because she lied about being pregnant. - You're pregnant? ! - With twins.

چون او در مورد باردار بودن دروغ گفت. - شما باردار هستید؟ ! - دوقلو؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

After Mal became pregnant, that became our home.

بعد از اینکه مال باردار شد، آنجا به خانه ما تبدیل شد.

منبع: Inception Selection

It can help prevent her from becoming pregnant until she wants to become pregnant.

می‌تواند از باردار شدن او تا زمانی که بخواهد باردار شود، جلوگیری کند.

منبع: Global Slow English

C'mon! Just try to picture her not pregnant, that's all.

بیا! فقط سعی کنید او را تصور کنید که باردار نیست، همین کافی است.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

I finally understand why people say pregnant women glow.

من بالاخره فهمیدم چرا مردم می‌گویند زنان باردار می‌درخشند.

منبع: Modern Family - Season 04

Some of the new cases involved pregnant women.

برخی از موارد جدید شامل زنان باردار بود.

منبع: BBC Listening February 2016 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید