| جمع | prelims |
prelim exam
آزمون مقدماتی
prelim round
دور مقدماتی
prelim results
نتایج مقدماتی
prelim analysis
تجزیه و تحلیل مقدماتی
prelim report
گزارش مقدماتی
prelim data
اطلاعات مقدماتی
prelim findings
یافتههای مقدماتی
prelim stage
مرحله مقدماتی
prelim assessment
ارزیابی مقدماتی
prelim phase
فاز مقدماتی
she passed the prelim exams with flying colors.
او امتحانات اولیه را با موفقیت چشمگیری گذراند.
the prelim results will be announced next week.
نتایج اولیه هفته آینده اعلام خواهد شد.
he is preparing for his prelim presentation.
او برای ارائه مقدماتی خود آماده می شود.
they conducted a prelim analysis of the data.
آنها یک تحلیل مقدماتی از داده ها انجام دادند.
the prelim phase is crucial for the project.
فاز اولیه برای پروژه بسیار مهم است.
we need to finalize the prelim details before proceeding.
ما باید جزئیات اولیه را قبل از ادامه نهایی کنیم.
attending the prelim meetings is mandatory.
حضور در جلسات اولیه اجباری است.
she received feedback on her prelim draft.
او بازخورد در مورد پیش نویس اولیه خود دریافت کرد.
the prelim data suggests a positive trend.
داده های اولیه نشان دهنده یک روند مثبت است.
he was nervous about the prelim interview.
او در مورد مصاحبه اولیه مضطرب بود.
prelim exam
آزمون مقدماتی
prelim round
دور مقدماتی
prelim results
نتایج مقدماتی
prelim analysis
تجزیه و تحلیل مقدماتی
prelim report
گزارش مقدماتی
prelim data
اطلاعات مقدماتی
prelim findings
یافتههای مقدماتی
prelim stage
مرحله مقدماتی
prelim assessment
ارزیابی مقدماتی
prelim phase
فاز مقدماتی
she passed the prelim exams with flying colors.
او امتحانات اولیه را با موفقیت چشمگیری گذراند.
the prelim results will be announced next week.
نتایج اولیه هفته آینده اعلام خواهد شد.
he is preparing for his prelim presentation.
او برای ارائه مقدماتی خود آماده می شود.
they conducted a prelim analysis of the data.
آنها یک تحلیل مقدماتی از داده ها انجام دادند.
the prelim phase is crucial for the project.
فاز اولیه برای پروژه بسیار مهم است.
we need to finalize the prelim details before proceeding.
ما باید جزئیات اولیه را قبل از ادامه نهایی کنیم.
attending the prelim meetings is mandatory.
حضور در جلسات اولیه اجباری است.
she received feedback on her prelim draft.
او بازخورد در مورد پیش نویس اولیه خود دریافت کرد.
the prelim data suggests a positive trend.
داده های اولیه نشان دهنده یک روند مثبت است.
he was nervous about the prelim interview.
او در مورد مصاحبه اولیه مضطرب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید