| زمان گذشته | preordained |
| قسمت سوم فعل | preordained |
| صفت یا فعل حال استمراری | preordaining |
| شکل سوم شخص مفرد | preordains |
It is believed that fate preordains our future.
این باور وجود دارد که سرنوشت آینده ما را از پیش تعیین کرده است.
Some people believe that everything is preordained by a higher power.
برخی افراد معتقدند که همه چیزها از سوی یک قدرت برتر از پیش تعیین شده است.
The prophecy seemed to preordain the outcome of the battle.
پیشگویی به نظر میرسید که نتیجه نبرد را از پیش تعیین کرده است.
Some religions teach that events are preordained by a divine plan.
برخی از ادیان آموزش میدهند که وقایع توسط یک طرح الهی از پیش تعیین شدهاند.
She felt like her destiny was preordained from birth.
او احساس میکرد که سرنوشتش از بدو تولد از پیش تعیین شده است.
The ancient Greeks believed that fate preordained all events.
باستانگرایان یونانی معتقد بودند که سرنوشت همه وقایع را از پیش تعیین کرده است.
The prophet claimed to preordain the future of the kingdom.
پیامبر ادعا کرد که آینده پادشاهی را از پیش تعیین کرده است.
The decision seemed to be preordained by the circumstances.
تصمیم به نظر میرسید که توسط شرایط از پیش تعیین شده است.
Some people think that love is preordained and cannot be controlled.
برخی افراد فکر میکنند که عشق از پیش تعیین شده و قابل کنترل نیست.
The ancient texts seemed to preordain the rise of a great leader.
متون باستانی به نظر میرسید که ظهور یک رهبر بزرگ را از پیش تعیین کرده است.
It is believed that fate preordains our future.
این باور وجود دارد که سرنوشت آینده ما را از پیش تعیین کرده است.
Some people believe that everything is preordained by a higher power.
برخی افراد معتقدند که همه چیزها از سوی یک قدرت برتر از پیش تعیین شده است.
The prophecy seemed to preordain the outcome of the battle.
پیشگویی به نظر میرسید که نتیجه نبرد را از پیش تعیین کرده است.
Some religions teach that events are preordained by a divine plan.
برخی از ادیان آموزش میدهند که وقایع توسط یک طرح الهی از پیش تعیین شدهاند.
She felt like her destiny was preordained from birth.
او احساس میکرد که سرنوشتش از بدو تولد از پیش تعیین شده است.
The ancient Greeks believed that fate preordained all events.
باستانگرایان یونانی معتقد بودند که سرنوشت همه وقایع را از پیش تعیین کرده است.
The prophet claimed to preordain the future of the kingdom.
پیامبر ادعا کرد که آینده پادشاهی را از پیش تعیین کرده است.
The decision seemed to be preordained by the circumstances.
تصمیم به نظر میرسید که توسط شرایط از پیش تعیین شده است.
Some people think that love is preordained and cannot be controlled.
برخی افراد فکر میکنند که عشق از پیش تعیین شده و قابل کنترل نیست.
The ancient texts seemed to preordain the rise of a great leader.
متون باستانی به نظر میرسید که ظهور یک رهبر بزرگ را از پیش تعیین کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید