watching preppies
مشاهده دانشآموزان
like preppies
دوست داشتن دانشآموزان
are preppies
دانشآموزان هستند
becoming preppies
در حال شدن به دانشآموزان
preppies shop
فروشگاه دانشآموزان
were preppies
دانشآموزان بودند
young preppies
دانشآموزان جوان
many preppies favor classic, timeless styles.
بیشتر افراد پreprی به سبکهای کلاسیک و بیزمان ترجیح میدهند.
the preppy aesthetic often includes navy blue and khaki.
ایستتیک پreprی اغلب شامل رنگ آبی ناوشکن و کاکی میشود.
she's a quintessential preppy with her polo shirt and boat shoes.
او یک پreprی کلاسیک با کمیز گل و کفشهای قایق است.
preppies are known for their clean-cut and polished appearance.
پreprیها به دلیل ظاهر تمیز و چکیدهشان شناخته میشوند.
the preppy look is often associated with elite universities.
لکهپردازی پreprی اغلب با دانشگاههای ارکانیتی مرتبط است.
he embraced the preppy style with striped shirts and chinos.
او سبک پreprی را با کمیزهای دوخته و شلوارهای چینو انتخاب کرد.
preppies frequently attend country club events and sailing regattas.
پreprیها اغلب به رویدادهای کلاسیک کشوری و رقابتهای کشتیگذاری میروند.
the preppy brand is synonymous with quality and tradition.
برند پreprی با کیفیت و سنت همارز است.
she accessorized her preppy outfit with a pearl necklace.
او لباس پreprی خود را با یک گردنبند گوهری تزیین کرد.
preppies often carry canvas totes and wear loafers.
پreprیها اغلب کیفهای کanvas حمل میکنند و از کفشهای لوفر استفاده میکنند.
the preppy lifestyle emphasizes understated elegance and good taste.
سبک زندگی پreprی بر روی زیبایی نمایشگر و طعم خوب تاکید دارد.
watching preppies
مشاهده دانشآموزان
like preppies
دوست داشتن دانشآموزان
are preppies
دانشآموزان هستند
becoming preppies
در حال شدن به دانشآموزان
preppies shop
فروشگاه دانشآموزان
were preppies
دانشآموزان بودند
young preppies
دانشآموزان جوان
many preppies favor classic, timeless styles.
بیشتر افراد پreprی به سبکهای کلاسیک و بیزمان ترجیح میدهند.
the preppy aesthetic often includes navy blue and khaki.
ایستتیک پreprی اغلب شامل رنگ آبی ناوشکن و کاکی میشود.
she's a quintessential preppy with her polo shirt and boat shoes.
او یک پreprی کلاسیک با کمیز گل و کفشهای قایق است.
preppies are known for their clean-cut and polished appearance.
پreprیها به دلیل ظاهر تمیز و چکیدهشان شناخته میشوند.
the preppy look is often associated with elite universities.
لکهپردازی پreprی اغلب با دانشگاههای ارکانیتی مرتبط است.
he embraced the preppy style with striped shirts and chinos.
او سبک پreprی را با کمیزهای دوخته و شلوارهای چینو انتخاب کرد.
preppies frequently attend country club events and sailing regattas.
پreprیها اغلب به رویدادهای کلاسیک کشوری و رقابتهای کشتیگذاری میروند.
the preppy brand is synonymous with quality and tradition.
برند پreprی با کیفیت و سنت همارز است.
she accessorized her preppy outfit with a pearl necklace.
او لباس پreprی خود را با یک گردنبند گوهری تزیین کرد.
preppies often carry canvas totes and wear loafers.
پreprیها اغلب کیفهای کanvas حمل میکنند و از کفشهای لوفر استفاده میکنند.
the preppy lifestyle emphasizes understated elegance and good taste.
سبک زندگی پreprی بر روی زیبایی نمایشگر و طعم خوب تاکید دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید