well-dressed

[ایالات متحده]/wɛlˈdrɛst/
[بریتانیا]/wɛlˈdrɛst/

ترجمه

adj.پوشیدن لباس‌های مد روز یا شیک (adj.)

عبارات و ترکیب‌ها

well-dressed man

مرد خوش‌پوش

well-dressed woman

زن خوش‌پوش

always well-dressed

همیشه خوش‌پوش

well-dressed guests

مهمانان خوش‌پوش

being well-dressed

خوش‌پوش بودن

looked well-dressed

خوش‌پوش به نظر می‌رسید

well-dressed couple

زوج خوش‌پوش

finely well-dressed

به خوبی خوش‌پوش

remarkably well-dressed

به طرز چشمگیری خوش‌پوش

well-dressed attendees

شرکت‌کنندگان خوش‌پوش

جملات نمونه

she was well-dressed and poised, ready for the gala.

او لباس خوب پوشیده بود و متانت داشت، آماده برای مهمانی شام.

the well-dressed gentleman tipped his hat and smiled.

آقای خوش‌تیپ کلاهش را برداشت و لبخند زد.

he looked well-dressed in a sharp suit and tie.

او در یک کت و شلوار و کراوات شیک، خوش‌تیپ به نظر می‌رسید.

the guests were all well-dressed for the formal dinner.

تمام مهمانان برای شام رسمی لباس خوب پوشیده بودند.

even in casual settings, she always looked well-dressed.

حتی در محیط‌های غیررسمی، او همیشه خوش‌تیپ به نظر می‌رسید.

the well-dressed couple strolled through the park.

زوج خوش‌تیپ در پارک قدم زدند.

he was well-dressed for the business meeting.

او برای جلسه کاری لباس خوب پوشیده بود.

the well-dressed attendees mingled at the cocktail hour.

مهمانان خوش‌تیپ در ساعت کوکتل با هم مخلوط شدند.

she felt well-dressed in her new evening gown.

او در لباس شب جدیدش احساس خوش‌تیپی کرد.

the well-dressed staff greeted us warmly at the door.

پرسنل خوش‌تیپ ما را با روی خوش در در پذیرایی کردند.

he was well-dressed and confident as he gave his speech.

او در حالی که سخنرانی می‌کرد، خوش‌تیپ و با اعتماد به نفس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید