preschool

[ایالات متحده]/'priːskuːl/
[بریتانیا]/'pri'skʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هنوز در سن مدرسه نیست; قبل از شروع مدرسه
n. مهد کودک; پیش دبستانی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

preschool education

آموزش پیش دبستانی

جملات نمونه

Only 40% of 5-year-olds have access to preschool education.

فقط ۴۰ درصد از کودکان ۵ ساله به آموزش پیش دبستانی دسترسی دارند.

She enrolled her child in preschool.

او فرزندش را در پیش دبستانی ثبت نام کرد.

Preschool teachers play a crucial role in early childhood development.

معلمان پیش دبستانی نقش مهمی در رشد کودکی زودسال ایفا می‌کنند.

The preschool curriculum focuses on social skills and basic academics.

برنامه درسی پیش دبستانی بر مهارت‌های اجتماعی و آموزش‌های پایه‌ای تمرکز دارد.

Many parents struggle to find affordable preschool options.

بسیاری از والدین برای یافتن گزینه‌های پیش دبستانی مقرون به صرفه تلاش می‌کنند.

Preschoolers enjoy activities like painting and singing.

کودکان پیش دبستانی از فعالیت‌هایی مانند نقاشی و آواز خواندن لذت می‌برند.

Preschool is an important step before starting formal education.

پیش دبستانی یک گام مهم قبل از شروع آموزش رسمی است.

The preschool program includes both indoor and outdoor play.

برنامه پیش دبستانی شامل بازی‌های داخل و خارج از منزل است.

Parents are encouraged to be involved in their child's preschool experience.

از والدین خواسته می‌شود در تجربه پیش دبستانی فرزندشان مشارکت کنند.

Preschool provides a foundation for future learning.

پیش دبستانی پایه ای برای یادگیری آینده فراهم می کند.

Preschool education is essential for children's social and cognitive development.

آموزش پیش دبستانی برای رشد اجتماعی و شناختی کودکان ضروری است.

نمونه‌های واقعی

Bonnie was a teacher's aide at a preschool.

بانی درخشنده یک دستیار معلم در یک پیش‌دبستانی بود.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

No, Sandy who works at Lily's preschool.

نه، سندی که در پیش‌دبستانی لیلی کار می‌کند.

منبع: Modern Family - Season 03

And my toddler would go to preschool.

و كودك خردسال من به پیش‌دبستانی می‌رفت.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

And we love working with site-based preschools.

و ما عاشق کار با پیش‌دبستانی‌های مبتنی بر مکان هستیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

And preschools across the country shut down.

و پیش‌دبستانی‌ها در سراسر کشور تعطیل شدند.

منبع: Vox opinion

Similar rules for preschool soon followed.

قوانین مشابه برای پیش‌دبستانی به زودی دنبال شد.

منبع: Science 60 Seconds Listening Compilation April 2014

And the children Katie talked about were in preschool.

و کودکانی که کیتی در مورد آنها صحبت کرد در پیش‌دبستانی بودند.

منبع: Six-Minute Basic Vocabulary

These racial judgments start in the very beginning, preschool.

این قضاوت‌های نژادی از همان ابتدا، پیش‌دبستانی، شروع می‌شود.

منبع: TED-Ed Student Weekend Show

All told, 34 states have increased funding for preschool.

در مجموع، 34 ایالت بودجه پیش‌دبستانی را افزایش داده‌اند.

منبع: Obama's weekly television address.

Hey, it's me. What's a good preschool?

هی، منم. یک پیش‌دبستانی خوب چیست؟

منبع: Modern Family - Season 02

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید