extroardinarily prescient memorandum
یادداشتی بسیار پیشبینانه
Still on the government's to-do list, according to prescient forecasters such as NYU doomsayer Nouriel Roubini and Pimco's Bill Gross, are interest-rate cuts by central banks around the world;
هنوز در لیست کارهای دولت، طبق پیشبینیهای هوشمندانه پیشگویان مانند نوئل روبینی، منتقد دانشگاه نیویورک و بیل گراس از پیمکو، کاهش نرخ بهره توسط بانکهای مرکزی در سراسر جهان است.
Her prescient prediction of the market crash saved her clients millions.
پیشبینی دقیق او از سقوط بازار، جان میلیونها مشتری را نجات داد.
The novel's prescient depiction of future technology amazed readers.
تصویرسازی آیندهنگرانه از فناوریهای آینده در رمان، خوانندگان را شگفتزده کرد.
The scientist's prescient research laid the foundation for groundbreaking discoveries.
تحقیقات آیندهنگرانه دانشمند، پایه و اساس کشفهای پیشگامانه را فراهم کرد.
His prescient advice helped the company avoid a major crisis.
مشورت آیندهنگرانه او به شرکت کمک کرد تا از یک بحران بزرگ اجتناب کند.
The prescient leader anticipated the changing political landscape.
رهبر آیندهنگر، تغییرات چشمانداز سیاسی را پیشبینی کرد.
The artist's prescient vision inspired a new art movement.
چشمانداز آیندهنگرانه هنرمند، الهامبخش یک جنبش هنری جدید شد.
The prescient decision to invest in renewable energy paid off in the long run.
تصمیم آیندهنگرانه برای سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، در درازمدت نتیجه داد.
Her prescient warning about the potential risks was ignored by many.
هشدار آیندهنگرانه او در مورد خطرات احتمالی توسط بسیاری نادیده گرفته شد.
The prescient architect designed buildings that stood the test of time.
معمار آیندهنگر، ساختمانهایی طراحی کرد که در برابر گذر زمان مقاومت کردند.
The prescient investor accurately predicted the stock market crash.
سرمایهگذار آیندهنگر، به طور دقیق سقوط بازار سهام را پیشبینی کرد.
extroardinarily prescient memorandum
یادداشتی بسیار پیشبینانه
Still on the government's to-do list, according to prescient forecasters such as NYU doomsayer Nouriel Roubini and Pimco's Bill Gross, are interest-rate cuts by central banks around the world;
هنوز در لیست کارهای دولت، طبق پیشبینیهای هوشمندانه پیشگویان مانند نوئل روبینی، منتقد دانشگاه نیویورک و بیل گراس از پیمکو، کاهش نرخ بهره توسط بانکهای مرکزی در سراسر جهان است.
Her prescient prediction of the market crash saved her clients millions.
پیشبینی دقیق او از سقوط بازار، جان میلیونها مشتری را نجات داد.
The novel's prescient depiction of future technology amazed readers.
تصویرسازی آیندهنگرانه از فناوریهای آینده در رمان، خوانندگان را شگفتزده کرد.
The scientist's prescient research laid the foundation for groundbreaking discoveries.
تحقیقات آیندهنگرانه دانشمند، پایه و اساس کشفهای پیشگامانه را فراهم کرد.
His prescient advice helped the company avoid a major crisis.
مشورت آیندهنگرانه او به شرکت کمک کرد تا از یک بحران بزرگ اجتناب کند.
The prescient leader anticipated the changing political landscape.
رهبر آیندهنگر، تغییرات چشمانداز سیاسی را پیشبینی کرد.
The artist's prescient vision inspired a new art movement.
چشمانداز آیندهنگرانه هنرمند، الهامبخش یک جنبش هنری جدید شد.
The prescient decision to invest in renewable energy paid off in the long run.
تصمیم آیندهنگرانه برای سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، در درازمدت نتیجه داد.
Her prescient warning about the potential risks was ignored by many.
هشدار آیندهنگرانه او در مورد خطرات احتمالی توسط بسیاری نادیده گرفته شد.
The prescient architect designed buildings that stood the test of time.
معمار آیندهنگر، ساختمانهایی طراحی کرد که در برابر گذر زمان مقاومت کردند.
The prescient investor accurately predicted the stock market crash.
سرمایهگذار آیندهنگر، به طور دقیق سقوط بازار سهام را پیشبینی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید