preservative

[ایالات متحده]/prɪˈzɜːvətɪv/
[بریتانیا]/prɪˈzɜːrvətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که برای حفظ مواد غذایی استفاده می‌شود، آن را تازه نگه می‌دارد و عمر مفید آن را افزایش می‌دهد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

food preservative

نگهدارنده غذا

natural preservative

نگهدارنده طبیعی

wood preservative

حفاظت از چوب

preservative agent

عامل نگهدارنده

preservative treatment

درمان نگهدارنده

chemical preservative

نگهدارنده شیمیایی

جملات نمونه

Salt is a preservative for meat.

نمک یک نگهدارنده برای گوشت است.

the preservative effects of freezing.

اثرات نگهداری از طریق انجماد.

The wood is treated with preservative to prevent decay.

چوب با مواد نگهدارنده برای جلوگیری از پوسیدگی محافظت می شود.

Make sure the panels are treated with a wood preservative.

مطمئن شوید که پنل ها با یک نگهدارنده چوب درمانی شده اند.

tables should be treated with preservative before the bad weather sets in.

میزها باید قبل از شروع آب و هوای نامساعد با نگهدارنده درمانی شوند.

food preservatives that are toxic in concentrated amounts; a dump for toxic industrial wastes.See Synonyms at poisonous

مواد نگهدارنده غذا که در مقادیر غلیظ سمی هستند؛ یک محل دفن زباله های صنعتی سمی. به مترادف‌ها در سمی نگاه کنید

In this paper,the methods of producing sodium diacetate have been described.It is widely used as high effective preservative in grains,dodders,foods and so on.

در این مقاله، روش‌های تولید دی‌اسیتات سدیم شرح داده شده است. این ماده به طور گسترده به عنوان یک نگهدارنده بسیار موثر در غلات، گیاهان لرزان، غذاها و غیره استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید