presidentiality

[ایالات متحده]/ˌprɛzɪˌdɛnʃiˈælɪti/
[بریتانیا]/ˌprɛzɪˌdɛnʃiˈælɪti/

ترجمه

n. پالاسه ریاست جمهوری؛ محل سکونت یا دفتر رئیس جمهور

عبارات و ترکیب‌ها

presidentiality speech

خطاب ریاست جمهوری

presidentiality role

نقش ریاست جمهوری

presidentiality powers

قدرات ریاست جمهوری

presidentiality duties

وظایف ریاست جمهوری

presidentiality campaign

مobilیت ریاست جمهوری

presidentiality transition

تغییر ریاست جمهوری

presidentiality approval

تأیید ریاست جمهوری

presidentiality candidates

نامزدهای ریاست جمهوری

presidentiality scandal

سکاندال ریاست جمهوری

جملات نمونه

the debate raised questions about presidentiality and executive power.

این بحث سوالاتی درباره ریاست جمهوری و قدرت اجرایی را به وجود آورد.

historians often trace the evolution of presidentiality in modern democracies.

تاریخ‌گران اغلب تحول ریاست جمهوری را در دموکراسی‌های مدرن دنبال می‌کنند.

her measured tone projected presidentiality during the crisis address.

آوازه‌ای که او در سخنرانی در مورد بحران به کار برد، نشان‌دهنده ریاست جمهوری بود.

the campaign team tried to cultivate presidentiality through disciplined messaging.

تیم حمله‌نامه‌ای سعی کرد با ارسال پیام‌های منظم، ریاست جمهوری را تقویت کند.

analysts praised his calm demeanor as a sign of presidentiality.

تحلیل‌گران رفتار آرامش‌بخش او را نشان‌دهنده ریاست جمهوری دانستند.

critics argued that the speech lacked presidentiality and clear direction.

انتقادات می‌گفتند که سخنرانی از ریاست جمهوری و جهت‌گیری واضحی برخوردار نبود.

the ceremony was designed to reinforce presidentiality and national unity.

این مراسم به منظور تقویت ریاست جمهوری و وحدت ملی طراحی شده بود.

media coverage focused on optics of presidentiality rather than policy details.

پوشش رسانه‌ای روی جنبه‌های ظاهری ریاست جمهوری و نه جزئیات سیاست متمرکز بود.

in cabinet meetings, he emphasized presidentiality alongside accountability.

در جلسات کابینه، او ریاست جمهوری را در کنار مسئولیت‌پذیری تاکید کرد.

public trust rose when presidentiality was paired with transparent governance.

اعتماد عمومی زمانی افزایش یافت که ریاست جمهوری با حکمرانی شفاف همراه بود.

the scandal threatened perceptions of presidentiality across the electorate.

این اسکاندال باعث تهدید دیدگاه‌های عمومی درباره ریاست جمهوری در میان انتخاب‌کنندگان شد.

some voters equate presidentiality with steadiness under pressure.

برخی از انتخاب‌کنندگان ریاست جمهوری را با ثبات در زمان فشار مقایسه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید