presumed guilty
ظاهراً گناهکار
presumed innocent
ظاهراً بیگناه
Stonehenge was presumed to post-date these structures.
تصور میشد که استونهنج پس از این سازهها ساخته شده است.
He presumed to invite himself to dinner.
او جسارت کرد و خود را به شام دعوت کرد.
If a person is missing for seven years,he is presumed dead.
اگر شخصی به مدت هفت سال مفقود شود، او مرده تلقی میشود.
I presumed that the man had been escorted from the building.
من حدس زدم که آن مرد از ساختمان خارج شده است.
If a person is missing for 7 years, he is presumed dead.
اگر شخصی به مدت 7 سال مفقود شود، او مرده تلقی میشود.
Her good nature can be presumed upon once too often.
طبیعت خوب او بیش از حد معمول قابل فرض است.
Last week these sanguinary omens may be presumed to have fired his brain afresh.
هفته گذشته، این نشانههای خونین احتمالاً ذهن او را دوباره برانگیختند.
presumed guilty
ظاهراً گناهکار
presumed innocent
ظاهراً بیگناه
Stonehenge was presumed to post-date these structures.
تصور میشد که استونهنج پس از این سازهها ساخته شده است.
He presumed to invite himself to dinner.
او جسارت کرد و خود را به شام دعوت کرد.
If a person is missing for seven years,he is presumed dead.
اگر شخصی به مدت هفت سال مفقود شود، او مرده تلقی میشود.
I presumed that the man had been escorted from the building.
من حدس زدم که آن مرد از ساختمان خارج شده است.
If a person is missing for 7 years, he is presumed dead.
اگر شخصی به مدت 7 سال مفقود شود، او مرده تلقی میشود.
Her good nature can be presumed upon once too often.
طبیعت خوب او بیش از حد معمول قابل فرض است.
Last week these sanguinary omens may be presumed to have fired his brain afresh.
هفته گذشته، این نشانههای خونین احتمالاً ذهن او را دوباره برانگیختند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید