prevented from
جلوگیری از
prevented access
جلوگیری از دسترسی
prevented damage
جلوگیری از آسیب
prevented harm
جلوگیری از آسیب
prevented illness
جلوگیری از بیماری
prevented issues
جلوگیری از مشکلات
prevented failure
جلوگیری از شکست
prevented conflict
جلوگیری از درگیری
prevented theft
جلوگیری از سرقت
prevented loss
جلوگیری از دست دادن
she prevented the accident by acting quickly.
او با واکنش سریع از بروز حادثه جلوگیری کرد.
the new policy prevented many potential issues.
سیاست جدید از بروز بسیاری از مشکلات احتمالی جلوگیری کرد.
he prevented his team from making mistakes.
او از اشتباه کردن تیمش جلوگیری کرد.
they prevented the spread of the disease.
آنها از گسترش بیماری جلوگیری کردند.
proper training can prevent injuries.
آموزش مناسب میتواند از بروز آسیبدیدگیها جلوگیری کند.
measures were taken to prevent future incidents.
برای جلوگیری از حوادث آینده اقداماتی انجام شد.
the barriers prevented cars from entering the area.
نردهها از ورود خودروها به منطقه جلوگیری کرد.
she took steps to prevent misunderstandings.
او برای جلوگیری از سوء تفاهم اقداماتی انجام داد.
he prevented his friend from making a bad decision.
او از تصمیمگیری نادرست دوستش جلوگیری کرد.
they implemented strategies to prevent data breaches.
آنها استراتژیهایی را برای جلوگیری از نقض دادهها اجرا کردند.
prevented from
جلوگیری از
prevented access
جلوگیری از دسترسی
prevented damage
جلوگیری از آسیب
prevented harm
جلوگیری از آسیب
prevented illness
جلوگیری از بیماری
prevented issues
جلوگیری از مشکلات
prevented failure
جلوگیری از شکست
prevented conflict
جلوگیری از درگیری
prevented theft
جلوگیری از سرقت
prevented loss
جلوگیری از دست دادن
she prevented the accident by acting quickly.
او با واکنش سریع از بروز حادثه جلوگیری کرد.
the new policy prevented many potential issues.
سیاست جدید از بروز بسیاری از مشکلات احتمالی جلوگیری کرد.
he prevented his team from making mistakes.
او از اشتباه کردن تیمش جلوگیری کرد.
they prevented the spread of the disease.
آنها از گسترش بیماری جلوگیری کردند.
proper training can prevent injuries.
آموزش مناسب میتواند از بروز آسیبدیدگیها جلوگیری کند.
measures were taken to prevent future incidents.
برای جلوگیری از حوادث آینده اقداماتی انجام شد.
the barriers prevented cars from entering the area.
نردهها از ورود خودروها به منطقه جلوگیری کرد.
she took steps to prevent misunderstandings.
او برای جلوگیری از سوء تفاهم اقداماتی انجام داد.
he prevented his friend from making a bad decision.
او از تصمیمگیری نادرست دوستش جلوگیری کرد.
they implemented strategies to prevent data breaches.
آنها استراتژیهایی را برای جلوگیری از نقض دادهها اجرا کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید