principio

[ایالات متحده]/prɪnˈsɪpiəʊ/
[بریتانیا]/prɪnˈsɪpioʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه‌ای که چیزی شروع می‌شود؛ شروع یا مبدأ؛ یک واقعیت یا پیشنهاد بنیادی که به عنوان پایه‌ای برای یک سیستم باور یا رفتار خدمت می‌کند؛ یک قانون یا استاندارد

عبارات و ترکیب‌ها

al principio

از ابتدا

de principio

از ابتدا

el principio

ابتدا

principio activo

ماده فعال

principio de

ابتدا

principio básico

اصل بنیادی

principio fundamental

اصل بنیادی

desde el principio

از ابتدا

al principio de

از ابتدا

principio y fin

اصل و پایان

جملات نمونه

from the principio, i knew this would work.

از ابتدا، من می‌دانستم که این کار خواهد کرد.

at the principio it was difficult, but then i got used to it.

در ابتدا سخت بود، اما بعد به آن عادت کردم.

a principio de mes i will receive my salary.

در ابتدا ماه حقوقم را دریافت خواهم کرد.

the principio of archimedes explains this phenomenon.

اصل ارشمیدس این پدیده را توضیح می‌دهد.

the principio activo of this medicine is very potent.

ماده فعال این دارو بسیار قوی است.

in principio, i agree with your proposal.

در ابتدا، با پیشنهاد شما موافقم.

from the very principio, i suspected the truth.

از ابتدا، من واقعیت را مشکوک بودم.

the principio of the end began with that decision.

اصل پایان با آن تصمیم شروع شد.

los principios basicos of physics are fundamental.

اصل‌های پایه فیزیک اساسی هستند.

i maintain my principios regardless of circumstances.

من اصولم را در هر شرایطی حفظ می‌کنم.

this book discusses ethical principios.

این کتاب در مورد اصول اخلاقی بحث می‌کند.

a principio del año pasado, construction began.

در ابتدا سال گذشته، ساخت شروع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید