coda

[ایالات متحده]/ˈkəʊdə/
[بریتانیا]/ˈkoʊdə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش پایانی؛ گذرگاه نهایی؛ نتیجه‌گیری؛ [Music] بخش نهایی یک ترکیب موسیقی
Word Forms
جمعcodas

عبارات و ترکیب‌ها

musical coda

پی‌نوشت موسیقی

song coda

پی‌نوشت آهنگ

جملات نمونه

to include prelude,loud song and coda

برای گنجاندن پیش‌درآمد، ترانهٔ رسا و کدای پایانی

his new novel is a kind of coda to his previous books.

رمان جدید او نوعی کدای پایانی برای کتاب‌های قبلی‌اش است.

The Coda features the tune combined with an evocative countermelody in the piano.

کدا شامل ملودی ترکیب شده با یک کنترملودی دلنشین در پیانو است.

The coda of the song was particularly moving.

کدای پایانی آهنگ به‌ویژه تاثیرگذار بود.

In music theory, a coda is a passage that brings a piece to an end.

در تئوری موسیقی، کدای پایانی بخشی است که یک قطعه را به پایان می‌رساند.

The coda of the book tied up all loose ends nicely.

کدای کتاب به‌خوبی تمام نکات درهم‌ریخته را گره زد.

The movie's coda left the audience in tears.

کدای فیلم باعث شد مخاطبان اشک‌ریزان شوند.

The coda of the play brought a sense of closure to the story.

کدای نمایشنامه حسی از پایان‌بندی را به داستان بخشید.

The coda of the presentation summarized the key points effectively.

کدای ارائه‌دادن به‌طور موثر نکات کلیدی را خلاصه کرد.

The coda of the dance performance left the audience cheering for more.

کدای اجرای رقص باعث شد مخاطبان برای ادامه تشویق کنند.

The coda of the speech left a lasting impression on the audience.

کدای سخنرانی تاثیر ماندگاری بر مخاطبان گذاشت.

The coda of the film hinted at a possible sequel.

کدای فیلم به یک دنباله احتمالی اشاره کرد.

The coda of the symphony brought the entire piece to a grand finale.

کدای سمفونی کل قطعه را به یک فینال باشکوه رساند.

نمونه‌های واقعی

Mozart happened to like short codas.

موزارت اتفاقاً از کوداهای کوتاه خوشش می‌آمد.

منبع: Listening to Music (Video Version)

But the story had a coda, which Atkinson also found instructive.

اما داستان دارای یک کودا بود که اتکینسون نیز آن را آموزنده یافت.

منبع: Steve Jobs Biography

Okay, and then he sort of fades out and adds a little coda at that point.

باشد، و سپس او کم کم محو می‌شود و در آن نقطه یک کودا کوچک اضافه می‌کند.

منبع: Listening to Music (Video Version)

Kennedy's coda may end up being the correction of Korematsu.

کودای کندی ممکن است در نهایت به اصلاح کورهاماتسو تبدیل شود.

منبع: Time

CODA filmmaker and writer Sian Heder won the Oscar for Best Adopted Screenplay.

فیلمساز و نویسنده فیلم CODA، سیان هدر، جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را برد.

منبع: VOA Standard English Entertainment

So that's our coda again to show us that the piece is at an end.

بنابراین، این دوباره کودای ماست تا به ما نشان دهد که قطعه به پایان رسیده است.

منبع: Listening to Music (Video Version)

My feeling about the third movie was that it was a coda.

احساس من در مورد فیلم سوم این بود که یک کودا بود.

منبع: GQ — Representative Roles of Celebrities

The truth it seems may never be known, but this was a highly curious coda to Skorzeny's already colourful career.

به نظر می‌رسد حقیقت هرگز مشخص نخواهد شد، اما این یک کودا بسیار جالب برای شغل از قبل رنگارنگ اسکورزنی بود.

منبع: Character Profile

While this infant's coda clicks may not be as powerful they will still carry for more than a kilometer down to where the adults are feeding.

در حالی که صدای کلیک‌های کودای این نوزاد ممکن است به اندازه کافی قدرتمند نباشد، اما همچنان بیش از یک کیلومتر به جایی که بزرگسالان در حال غذا خوردن هستند، منتقل خواهد شد.

منبع: The mysteries of the Earth

And it was for exactly the same reason why we are currently recording this coda in separate rooms in different cities, which is… COVID.

و دلیلش دقیقاً به همین دلیل بود که ما در حال حاضر در اتاق‌های جداگانه در شهرهای مختلف در حال ضبط این کودا هستیم، که… COVID است.

منبع: 99% unknown stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید