pro-parasitic

[ایالات متحده]/[ˌprəʊˈpærəsɪtɪk]/
[بریتانیا]/[ˌproʊˈpærəsɪtɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ترویج‌کننده یا حمایت‌کننده پارازیت‌ها یا پارازیتیسم؛ به وجود آمدن یا گسترش پارازیت‌ها را مساعد می‌سازد؛ مربوط به یا شامل مطالعه یا ترویج پارازیت‌ها یا پارازیتیسم.

عبارات و ترکیب‌ها

pro-parasitic behavior

رفتار پرو-پارازیتی

being pro-parasitic

بودن پرو-پارازیتی

pro-parasitic stance

وضعیت پرو-پارازیتی

pro-parasitic support

پشتیبانی پرو-پارازیتی

pro-parasitic actions

اقدامات پرو-پارازیتی

pro-parasitic tendencies

ریشه‌های پرو-پارازیتی

was pro-parasitic

بود پرو-پارازیتی

pro-parasitic view

نظر پرو-پارازیتی

pro-parasitic attitude

وضعیت پرو-پارازیتی

pro-parasitic role

نقش پرو-پارازیتی

جملات نمونه

the study found a pro-parasitic environment within the patient's gut.

این مطالعه نشان داد که محیطی پروبیوتیک در رود میزبان وجود دارد.

some soils demonstrate a surprisingly pro-parasitic nature for certain nematodes.

برخی از خاک‌ها به طور غیرمنتظره‌ای برای گونه‌های خاصی از نماتود‌ها خاصیت پروبیوتیک دارند.

the researcher investigated factors creating a pro-parasitic niche in the pond.

پژوهشگر عوامل ایجاد کننده محیطی پروبیوتیک در دریاچه را مورد بررسی قرار داد.

a pro-parasitic host environment can significantly impact parasite survival rates.

محیط میزبانی پروبیوتیک می‌تواند به طور قابل توجهی نرخ بقا پarasites را تأثیر بگذارد.

the farm's conditions inadvertently fostered a pro-parasitic situation for livestock.

شرایط کشاورزی به طور غیرمقصود یک شرایط پروبیوتیک برای دام‌ها ایجاد کرد.

understanding pro-parasitic conditions is crucial for effective parasite control.

فهم شرایط پروبیوتیک برای کنترل مؤثر پarasites حیاتی است.

the analysis revealed a strongly pro-parasitic microclimate in the leaf litter.

تحلیل نشان داد که میکروکلیمای قوی پروبیوتیک در لایه برگی وجود دارد.

changes in vegetation can shift a habitat from neutral to pro-parasitic.

تغییرات در گیاهان می‌تواند محیطی را از خنثی به پروبیوتیک تغییر دهد.

the team aimed to identify pro-parasitic conditions in the aquaculture system.

تیم به دنبال شناسایی شرایط پروبیوتیک در سیستم فرآوری ماهی‌ها بود.

a pro-parasitic environment can exacerbate the impact of parasitic infections.

محیطی پروبیوتیک می‌تواند تأثیر عفونت‌های پarasites را تشدید کند.

the goal was to eliminate pro-parasitic factors from the animal's surroundings.

هدف از بین بردن عوامل پروبیوتیک از محیط اطراف حیوان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید