probes

[ایالات متحده]/prəʊbz/
[بریتانیا]/proʊbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع پروب؛ ابزارهای کاوش
v. سوم شخص مفرد پروب؛ کاوش یا تحقیق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deep space probes

کاوشگرهای فضایی عمیق

scientific probes

کاوشگرهای علمی

space probes

کاوشگرهای فضایی

exploration probes

کاوشگرهای اکتشافی

robotic probes

کاوشگرهای رباتیک

atmospheric probes

کاوشگرهای جوی

planetary probes

کاوشگرهای سیاره‌ای

oceanic probes

کاوشگرهای اقیانوسی

geological probes

کاوشگرهای زمین‌شناسی

thermal probes

کاوشگرهای حرارتی

جملات نمونه

scientists use probes to explore distant planets.

دانشمندان از حسگرها برای بررسی سیارات دوردست استفاده می‌کنند.

the doctor inserted probes to monitor the patient's heart activity.

پزشک حسگرها را برای نظارت بر فعالیت قلب بیمار قرار داد.

probes were sent to gather data from the ocean floor.

حسگرها برای جمع‌آوری داده‌ها از کف اقیانوس ارسال شدند.

nasa's probes are crucial for understanding the universe.

حسگرهای ناسا برای درک جهان هستی بسیار مهم هستند.

the probes revealed new information about the asteroid.

حسگرها اطلاعات جدیدی در مورد سیارک کشف کردند.

we need to calibrate the probes before the experiment.

ما باید حسگرها را قبل از آزمایش کالیبره کنیم.

probes can help detect environmental changes over time.

حسگرها می‌توانند به تشخیص تغییرات محیطی در طول زمان کمک کنند.

the research team deployed probes in various locations.

تیم تحقیقاتی حسگرها را در مکان‌های مختلف مستقر کرد.

advanced probes are essential for space exploration missions.

حسگرهای پیشرفته برای ماموریت‌های اکتشاف فضایی ضروری هستند.

data from the probes will be analyzed to improve safety.

داده‌های حاصل از حسگرها برای بهبود ایمنی تجزیه و تحلیل خواهند شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید