proboscis

[ایالات متحده]/prə'bɒsɪs/
[بریتانیا]/pro'bɑsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خرطوم (فیل و غیره) یا منقار (حشره و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

proboscis monkey

میمون بینی‌عسلی

جملات نمونه

the long prehensile proboscis of an elephant

سَروِ بلند و گرفتن‌پذیر فیل

6. Old World monkeys: guenon; baboon; colobus monkey; langur; macaque; mandrill; mangabey; patas; proboscis monkey.

6. میمون‌های دنیای قدیم: گنّون؛ بابون؛ میمون کَلوبوس؛ لانگور؛ ماکاک؛ مندریل؛ مانگابی؛ پاتاس؛ میمون خرطومی.

The elephant uses its proboscis to pick up food.

فیل از خرطوم خود برای برداشتن غذا استفاده می‌کند.

The mosquito's proboscis is used for sucking blood.

خرطوم پشه برای مکیدن خون استفاده می‌شود.

The butterfly extends its proboscis to reach the nectar.

پروانه خرطوم خود را دراز می‌کند تا به شهد برسد.

The proboscis monkey has a distinctive nose.

میمون خرطومی دارای بینی متمایزی است.

The proboscis of the moth is used for feeding.

خرطوم پیله برای تغذیه استفاده می‌شود.

The anteater's long proboscis helps it to catch ants.

خرطوم بلند مورچه خوار به او کمک می‌کند تا مورچه‌ها را به دام بیاندازد.

The proboscis of the elephant seal is used in courtship displays.

خرطوم فک قدرتی در نمایش‌های جفت‌گیری استفاده می‌شود.

The proboscis of the fly is used to suck up liquids.

خرطوم مگس برای مکیدن مایعات استفاده می‌شود.

The proboscis of the bee is used for drinking nectar.

خرطوم زنبور برای نوشیدن شهد استفاده می‌شود.

The proboscis of the hummingbird is adapted for feeding on nectar.

خرطوم شهدباز برای تغذیه از شهد سازگار شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید