nose

[ایالات متحده]/nəʊz/
[بریتانیا]/noz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از صورت که بالای دهان protrudes و از طریق آن نفس می‌کشید و بو می‌کشید
vt. بو کشیدن
vi. به دقت جستجو یا پرس و جو کردن
adv. به آرامی حرکت کردن
Word Forms
جمعnoses
شکل سوم شخص مفردnoses
قسمت سوم فعلnosed
زمان گذشتهnosed
صفت یا فعل حال استمراریnosing

عبارات و ترکیب‌ها

big nose

بینی بزرگ

runny nose

بینی آبکی

nosebleed

خونریزی از بینی

button nose

بینی ریز

itchy nose

بینی خارش‌دار

on the nose

درست

by a nose

با اختلاف کم

nose for

توانایی تشخیص

long nose

بینی بلند

nose into

وارد شدن به بینی

nose out

بیرون آوردن بینی

stuffy nose

بینی بسته

red nose

بینی قرمز

running nose

آب‌ریزش بینی

bloody nose

بینی خون آلود

blow your nose

بینی‌ات را بوز

nose job

جراحی بینی

nose piece

قطعه بینی

nose up

بالا رفتن بینی

nose to nose

روی بینی

جملات نمونه

the nose of the saddle.

بینی زین

the nose of air plane

بینی هواپیما

Your nose is running.

بینی شما آبریزش دارد.

My nose is itching.

بینی من می‌خاره.

a child with a runny nose

کودکی که بینی‌اش آبریزش دارد

his nose was congested.

بینی او مسدود بود.

she's had a nose job.

او عمل زیبایی بینی انجام داده است.

the ablative nose cone of a rocket

مخروط بینی جداشدنی یک موشک

has a nose for gossip.

حس می‌کند چه خبر است.

nose into other's affairs

در امور دیگران کنجکاوی کند.

Give your nose a wipe.

بینی خود را پاک کنید.

You've hit it on the nose!

دقیقاً درست گفتی!

His nose is regular.

بینی او معمولی است.

give your nose a good blow.

بینی خود را خوب فوت کنید.

Marco's fist struck Brian's nose with a crunch.

مشتی از مارکو با صدای گوش‌خراش به بینی برایان برخورد کرد.

it plunged nose first into the river.

با بینی به سمت رودخانه شیرجه زد.

held my nose against the stench.

برای جلوگیری از بوی بد، بینی‌ام را گرفتم.

the hard-nosed, tough approach.

رویکرد سخت و تند

نمونه‌های واقعی

Seriously, have you picked your nose today? -Okay..

جدی می گویید، امروز بینی خود را چنگال کرده اید؟ -باشه..

منبع: 2018 Best Hits Compilation

'Does the gasoline affect his nose? '

'آیا بنزین به بینی او آسیب می رساند؟'

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

He froze, nose to nose with his own scared-looking reflection in the dark glass.

او منجمد شد، بینی به بینی با انعکاس ترسناک خود در شیشه تاریک.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

You get back up. You pull your nose back up.

بلند شو. بینی ات را دوباره بالا بکش.

منبع: American English dialogue

Blood streaming from his rapidly swelling nose.

خون از بینی متورم او جاری می شد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

He has made prosthetic noses for cancer victims.

او پروتز بینی برای قربانیان سرطان ساخته است.

منبع: Global Slow English

I have dogs that unstuff noses too.

من سگ هایی هم دارم که بینی ها را خالی می کنند.

منبع: The Ellen Show

Both you guys both have pointy noses.

هم شما و هم هر دو بینی نوک تیز دارید.

منبع: Editing guest room

She has his nose, his black hair.

او بینی و موهای سیاه او را دارد.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

Could you at least scratch my nose? !

می توانید حداقل بینی من را خاراند؟!

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید