procureability

[ایالات متحده]//prəˌkjʊərəˈbɪləti//
[بریتانیا]//proʊˌkjʊrəbɪˈlɪti//

ترجمه

n. کیفیت یا میزان قابل دستیابی بودن؛ سهولتی که چیزی می‌تواند به دست آید یا کسب شود، به ویژه از طریق خرید یا تأمین؛ احتمال یا امکانی که یک آیتم، خدمات یا منبع موردنیاز در یک محدوده داده شده (مثلاً زمان، هزینه، دسترسی، قوانین) به دست آید.

عبارات و ترکیب‌ها

high procureability

قابلیت تأمین بالا

low procureability

قابلیت تأمین پایین

improve procureability

بهبود قابلیت تأمین

assess procureability

ارزیابی قابلیت تأمین

procureability issues

مشکلات قابلیت تأمین

procureability risks

ریسک‌های قابلیت تأمین

procureability constraints

محدودیت‌های قابلیت تأمین

ensure procureability

ضمن قابلیت تأمین

procureability study

مطالعه قابلیت تأمین

procureability analysis

تحلیل قابلیت تأمین

جملات نمونه

the team reviewed supplier lead times to improve the procureability of critical spare parts.

تیم زمان تحویل تأمین کنندگان را برای بهبود خریداری قطعات جایگزین حیاتی بررسی کرد.

standardizing fasteners increased the procureability of components across multiple product lines.

استاندارد کردن میخ‌ها خریداری قطعات را در چندین خط تولید افزایش داد.

early supplier engagement can significantly enhance the procureability of custom materials.

شرکت با تأمین کنندگان در مراحل اولیه می‌تواند خریداری مواد سفارشی را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

the engineer simplified the design to boost procureability and reduce sourcing risk.

مهندس طراحی را ساده کرد تا خریداری را افزایش دهد و ریسک تأمین را کاهش دهد.

they performed a procureability assessment before freezing the bill of materials.

قبل از ثابت کردن فهرست مواد، آن‌ها ارزیابی خریداری را انجام دادند.

alternative specifications were proposed to address procureability concerns in the prototype phase.

در مرحله نمونه‌سازی، مشخصات جایگزین برای حل نگرانی‌های خریداری ارائه شد.

obsolete chips reduced procureability and forced a last-minute redesign.

چیپ‌های منسوخ خریداری را کاهش داد و باعث تغییر طراحی در آخرین لحظه شد.

for high-volume builds, procureability often matters more than marginal performance gains.

برای ساخت‌های حجم بالا، خریداری اغلب مهم‌تر از افزایش کمی عملکرد است.

the contract required evidence of procureability for all long-lead items.

قرارداد اثبات خریداری را برای تمامی مواردی که زمان تحویل طولانی دارند نیاز داشت.

price volatility can undermine procureability even when suppliers are available.

نوسانات قیمت می‌تواند خریداری را ضعیف کند، حتی وقتی تأمین کنندگان در دسترس باشند.

dual sourcing improved procureability and stabilized the production schedule.

تأمین از دو منبع خریداری را بهبود داد و برنامه تولید را پایدار کرد.

during the audit, the buyer documented procureability issues and mitigation actions.

در حین بازبینی، خریدار مسائل خریداری را ثبت کرد و اقدامات کاهش ریسک را نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید