profoundly

[ایالات متحده]/prəˈfaʊndlɪ/
[بریتانیا]/prə'faʊndli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. عمیقاً; به شدت; عمیقاً; به طور فوق العاده

جملات نمونه

Many of these children are profoundly deaf.

بسیاری از این کودکان به شدت ناشنوا هستند.

Mapplethorpe's photographs are profoundly erotic.

عکس های مپل‌تورپ عمیقاً شهوت آمیز هستند.

I am profoundly grateful to you all.

من عمیقاً از همه شما سپاسگزارم.

Memory can be profoundly shaped by subsequent experience.

حافظه می‌تواند به طور عمیقی تحت تأثیر تجربیات بعدی قرار گیرد.

He profoundly believed in the future victory of the revolution.

او به طور عمیقی به پیروزی آینده انقلاب اعتقاد داشت.

the regime is profoundly divided against itself.

رژیم به طور عمیقی در برابر خود تقسیم شده است.

It disturbs me profoundly that you so misuse your talents.

اینکه شما اینقدر استعدادهای خود را سوء استفاده می‌کنید، عمیقاً آزار می‌دهد.

western-style government could not easily be grafted on to a profoundly different country.

حکومت به سبک غربی نمی‌توانست به راحتی بر روی کشوری با تفاوت‌های عمیق پیوند شود.

Believe palingenesis, profoundly yearn encounter to you again.

باور کنید، پالئوجنسیس، عمیقاً مشتاق دیدار شما دوباره هستم.

"And if they continued to lionize him in a public fashion, that these kinds of public demonstrations can only have a profoundly negative effect on our relationship.

"و اگر آنها به ترویج او در ملا عام ادامه دهند، اینگونه تظاهرات عمومی فقط می‌تواند تأثیر منفی عمیقی بر رابطه ما داشته باشد.

Mr.Andrea Mamo is profoundly influenced by close ties between China a...

آقای آندره مامه به شدت تحت تأثیر روابط نزدیک بین چین...

Adminisphere - The rarified organizational layers above the rank and file that makes decisions that are often profoundly inappropriate or irrelevant.

ادمینیسفر - لایه‌های سازمانی نادر که بالاتر از رده‌های پایین‌تر هستند و تصمیاتی می‌گیرند که اغلب به شدت نامناسب یا غیرمرتبط هستند.

Second, even if Asia's rise continues unabated, it is wrong-and profoundly unAmerican-to regard this as a problem.

ثانیاً، حتی اگر رشد آسیا بدون وقفه ادامه یابد، این اشتباه و به طور عمیقی غیرآمریکایی است که این را به عنوان یک مشکل تلقی کنیم.

It is thus that, athwart the cloud which formed about him, when all his hopes were extinguished one after the other, M.Mabeuf remained rather puerilely, but profoundly serene.

به این ترتیب، در میان ابر که در اطراف او شکل گرفته بود، زمانی که تمام امیدهایش یکی پس از دیگری خاموش شدند، آقای Mabœuf نسبتاً کودکانه، اما عمیقاً آرام باقی ماند.

The brilliant Chu culture created by the local ancestors,Chu People, affected the locals profoundly , which shaped the people’s character of enthusiastic but doughty, romantic but untrammeled.

فرهنگ درخشان چو که توسط نیاکان محلی، مردم چو ایجاد شده بود، تأثیر عمیقی بر مردم داشت و شخصیتی با نشاط اما شجاع، عاشقانه اما بی‌قید و بند را شکل داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید