prolonger

[ایالات متحده]/[prəʊˈlʌŋə]/
[بریتانیا]/[proʊˈlʌŋɡər]/

ترجمه

v. گسترش زمان یا مدت چیزی؛ باعث افزایش مدت چیزی شدن؛ کشیدن یا طولانی کردن.
n. یک دستگاه یا مکانیزم که برای افزایش طول چیزی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

prolonger life

افزایش عمر

prolonger debate

تداوم بحث

جملات نمونه

we need to find ways to prolonger the battery life of our phones.

ما باید راه‌هایی برای افزایش مدت زمان باتری تلفن‌های خود پیدا کنیم.

the doctor suggested a treatment to prolonger his life.

دکتر یک درمان برای افزایش مدت زندگی او پیشنهاد داد.

regular exercise can help prolonger your youthfulness.

ورزش منظم می‌تواند جوانی شما را افزایش دهد.

the company aims to prolonger the effects of their marketing campaign.

شرکت هدف خود را در افزایش اثرات کمپین بازاریابی خود قرار می‌دهد.

can we prolonger the meeting by fifteen minutes?

آیا می‌توانیم جلسه را به پانزده دقیقه دیگر ادامه دهیم؟

the new drug may prolonger the patient's recovery time.

داروی جدید ممکن است زمان بازپس‌گیری بیمار را افزایش دهد.

the goal is to prolonger the benefits of the policy.

هدف افزایش مزایای سیاست است.

using sunscreen can help prolonger the life of your skin.

استفاده از کرم ضد آفتاب می‌تواند عمر پوست شما را افزایش دهد.

they tried to prolonger the discussion about the budget.

آن‌ها سعی کردند بحث درباره بودجه را ادامه دهند.

the government wants to prolonger the period of economic growth.

دولت می‌خواهد دوره رشد اقتصادی را افزایش دهد.

the lawyer attempted to prolonger the trial.

دادگاه را می‌خواستند طولانی‌تر کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید