prongs

[ایالات متحده]/prɒŋz/
[بریتانیا]/prɔŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چنگال‌های نوک تیز؛ فنرهای یک نمونه‌بردار هسته

عبارات و ترکیب‌ها

fork prongs

دندانه‌های چنگال

two prongs

دو دندانه‌ای

sharp prongs

شاخه های تیز

metal prongs

دندانه‌های فلزی

pointed prongs

دندانه‌های نوک تیز

prongs design

طراحی دندانه‌ها

prongs alignment

تراز دندانه‌ها

prongs attachment

اتصال دندانه‌ها

prongs length

طول دندانه‌ها

prongs width

عرض دندانه‌ها

جملات نمونه

the fork has three prongs for better stability.

چنگال دارای سه عدد دندان است که برای افزایش استحکام مناسب است.

she used the prongs of the fork to lift the meat.

او از دندان‌های چنگال برای بلند کردن گوشت استفاده کرد.

the tool has sharp prongs for digging into the soil.

این ابزار دارای دندان‌های تیز برای کندن خاک است.

make sure the prongs are securely inserted into the socket.

مطمئن شوید که دندان‌ها به طور ایمن در سوکت قرار گرفته‌اند.

the prongs of the comb help detangle hair easily.

دندان‌های شانه به راحتی به باز کردن گره‌های مو کمک می‌کنند.

the prongs on the pitchfork are used for lifting hay.

از دندان‌های چنگک برای بلند کردن کاه استفاده می‌شود.

he adjusted the prongs to fit the different sizes of screws.

او دندان‌ها را تنظیم کرد تا با اندازه‌های مختلف پیچ‌ها مطابقت داشته باشد.

the prongs of the device help stabilize the structure.

دندان‌های دستگاه به تثبیت سازه کمک می‌کنند.

she carefully placed the prongs into the cake to test its doneness.

او با دقت دندان‌ها را در کیک قرار داد تا میزان پخت آن را بررسی کند.

the prongs of the charger must align with the port.

دندان‌های شارژر باید با پورت تراز باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید