propagators

[ایالات متحده]/[ˈprɒp.əˌɡeɪ.tə(r)]/
[بریتانیا]/[ˈprɑːp.əˌɡeɪ.tər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد یا چیزی که چیزی مانند اطلاعات، افکار یا بیماری را پخش می‌کند؛ در فیزیک، موجی که انرژی را منتقل می‌کند؛ در ریاضیات، یک تابع که یک مجموعه را به خودش نگاشت می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

propagators of ideas

گسترانندگان ایده‌ها

key propagators

گسترانندگان کلیدی

propagator network

شبکه گسترانندگان

propagators spread

گسترانندگان پراکننده

leading propagators

گسترانندگان رهبر

propagator role

نقش گستراننده

propagators working

گسترانندگان کار کردن

primary propagators

گسترانندگان اولیه

propagator effect

تاثیر گستراننده

active propagators

گسترانندگان فعال

جملات نمونه

the study investigated the role of social media as propagators of misinformation.

این مطالعه نقش رسانه های اجتماعی را به عنوان پخش کنندگان اطلاعات نادرست مورد بررسی قرار داد.

effective communication strategies can help prevent the spread of rumors by targeting key propagators.

استراتژی های ارتباطی موثر می توانند با هدف گذاری بر پخش کنندگان کلیدی، انتشار خبرهای غیبی را جلوگیری کنند.

online platforms often struggle to identify and remove malicious propagators of hate speech.

پلتفرم های آنلاین اغلب با شناسایی و حذف پخش کنندگان خطرناک سخنان نژادپرستی دچار مشکل می شوند.

the virus relied on insect propagators to spread throughout the agricultural region.

این ویروس از پخش کنندگان حشره ای برای پراکندگی در سراسر منطقه کشاورزی استفاده کرد.

influencers can be powerful propagators of brand awareness and product adoption.

اینفلوئنسرها می توانند به عنوان پخش کنندگان قدرتمند آگاهی از برند و انتخاب محصول عمل کنند.

we need to understand the networks of propagators involved in disseminating conspiracy theories.

ما نیاز داریم تا شبکه های پخش کنندگانی که در پراکندن نظریه های توطئه دخول دارند را درک کنیم.

the algorithm aimed to identify and penalize prolific propagators of spam content.

این الگوریتم به دنبال شناسایی و مجازات کنندگان فعال پخش کننده محتوای اسپم بود.

early adopters often act as propagators of new technologies within their communities.

کسانی که به طور زودهنگام از فناوری های جدید استفاده می کنند، اغلب به عنوان پخش کنندگان فناوری های جدید در جامعه خود عمل می کنند.

the campaign targeted key opinion leaders as propagators of positive change.

این حمله آگهی به رهبران نظریه های کلیدی به عنوان پخش کنندگان تغییر مثبت هدف گرفته شد.

journalists and academics can serve as responsible propagators of factual information.

خبرنگاران و اساتید می توانند به عنوان پخش کنندگان مسؤول اطلاعات واقعی عمل کنند.

the organization sought to empower local communities to become propagators of sustainable practices.

این سازمان سعی داشت جامعه های محلی را قادر به شدن به عنوان پخش کنندگان روش های پایدار قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید