propagators of ideas
گسترانندگان ایدهها
key propagators
گسترانندگان کلیدی
propagator network
شبکه گسترانندگان
propagators spread
گسترانندگان پراکننده
leading propagators
گسترانندگان رهبر
propagator role
نقش گستراننده
propagators working
گسترانندگان کار کردن
primary propagators
گسترانندگان اولیه
propagator effect
تاثیر گستراننده
active propagators
گسترانندگان فعال
the study investigated the role of social media as propagators of misinformation.
این مطالعه نقش رسانه های اجتماعی را به عنوان پخش کنندگان اطلاعات نادرست مورد بررسی قرار داد.
effective communication strategies can help prevent the spread of rumors by targeting key propagators.
استراتژی های ارتباطی موثر می توانند با هدف گذاری بر پخش کنندگان کلیدی، انتشار خبرهای غیبی را جلوگیری کنند.
online platforms often struggle to identify and remove malicious propagators of hate speech.
پلتفرم های آنلاین اغلب با شناسایی و حذف پخش کنندگان خطرناک سخنان نژادپرستی دچار مشکل می شوند.
the virus relied on insect propagators to spread throughout the agricultural region.
این ویروس از پخش کنندگان حشره ای برای پراکندگی در سراسر منطقه کشاورزی استفاده کرد.
influencers can be powerful propagators of brand awareness and product adoption.
اینفلوئنسرها می توانند به عنوان پخش کنندگان قدرتمند آگاهی از برند و انتخاب محصول عمل کنند.
we need to understand the networks of propagators involved in disseminating conspiracy theories.
ما نیاز داریم تا شبکه های پخش کنندگانی که در پراکندن نظریه های توطئه دخول دارند را درک کنیم.
the algorithm aimed to identify and penalize prolific propagators of spam content.
این الگوریتم به دنبال شناسایی و مجازات کنندگان فعال پخش کننده محتوای اسپم بود.
early adopters often act as propagators of new technologies within their communities.
کسانی که به طور زودهنگام از فناوری های جدید استفاده می کنند، اغلب به عنوان پخش کنندگان فناوری های جدید در جامعه خود عمل می کنند.
the campaign targeted key opinion leaders as propagators of positive change.
این حمله آگهی به رهبران نظریه های کلیدی به عنوان پخش کنندگان تغییر مثبت هدف گرفته شد.
journalists and academics can serve as responsible propagators of factual information.
خبرنگاران و اساتید می توانند به عنوان پخش کنندگان مسؤول اطلاعات واقعی عمل کنند.
the organization sought to empower local communities to become propagators of sustainable practices.
این سازمان سعی داشت جامعه های محلی را قادر به شدن به عنوان پخش کنندگان روش های پایدار قرار دهد.
propagators of ideas
گسترانندگان ایدهها
key propagators
گسترانندگان کلیدی
propagator network
شبکه گسترانندگان
propagators spread
گسترانندگان پراکننده
leading propagators
گسترانندگان رهبر
propagator role
نقش گستراننده
propagators working
گسترانندگان کار کردن
primary propagators
گسترانندگان اولیه
propagator effect
تاثیر گستراننده
active propagators
گسترانندگان فعال
the study investigated the role of social media as propagators of misinformation.
این مطالعه نقش رسانه های اجتماعی را به عنوان پخش کنندگان اطلاعات نادرست مورد بررسی قرار داد.
effective communication strategies can help prevent the spread of rumors by targeting key propagators.
استراتژی های ارتباطی موثر می توانند با هدف گذاری بر پخش کنندگان کلیدی، انتشار خبرهای غیبی را جلوگیری کنند.
online platforms often struggle to identify and remove malicious propagators of hate speech.
پلتفرم های آنلاین اغلب با شناسایی و حذف پخش کنندگان خطرناک سخنان نژادپرستی دچار مشکل می شوند.
the virus relied on insect propagators to spread throughout the agricultural region.
این ویروس از پخش کنندگان حشره ای برای پراکندگی در سراسر منطقه کشاورزی استفاده کرد.
influencers can be powerful propagators of brand awareness and product adoption.
اینفلوئنسرها می توانند به عنوان پخش کنندگان قدرتمند آگاهی از برند و انتخاب محصول عمل کنند.
we need to understand the networks of propagators involved in disseminating conspiracy theories.
ما نیاز داریم تا شبکه های پخش کنندگانی که در پراکندن نظریه های توطئه دخول دارند را درک کنیم.
the algorithm aimed to identify and penalize prolific propagators of spam content.
این الگوریتم به دنبال شناسایی و مجازات کنندگان فعال پخش کننده محتوای اسپم بود.
early adopters often act as propagators of new technologies within their communities.
کسانی که به طور زودهنگام از فناوری های جدید استفاده می کنند، اغلب به عنوان پخش کنندگان فناوری های جدید در جامعه خود عمل می کنند.
the campaign targeted key opinion leaders as propagators of positive change.
این حمله آگهی به رهبران نظریه های کلیدی به عنوان پخش کنندگان تغییر مثبت هدف گرفته شد.
journalists and academics can serve as responsible propagators of factual information.
خبرنگاران و اساتید می توانند به عنوان پخش کنندگان مسؤول اطلاعات واقعی عمل کنند.
the organization sought to empower local communities to become propagators of sustainable practices.
این سازمان سعی داشت جامعه های محلی را قادر به شدن به عنوان پخش کنندگان روش های پایدار قرار دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید