proposed

[ایالات متحده]/prəu'pəuzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. توصیه شده; پیشنهاد شده
v. پیشنهاد کردن; برنامه ریزی کردن
Word Forms
زمان گذشتهproposed
قسمت سوم فعلproposed

عبارات و ترکیب‌ها

proposed solution

راه حل پیشنهادی

proposed building

ساختمان پیشنهادی

جملات نمونه

a proposed ban on cigarette advertising.

یک ممنوعیت پیشنهادی برای تبلیغات سیگار

the proposed site of a hydroelectric dam.

محل پیشنهادی برای سد برق‌آبی.

the proposed wealth tax was stillborn.

مالیات بر ثروت پیشنهادی سقط جنین شد.

the extreme technicality of the proposed constitution.

پیچیدگی شدید قانون اساسی پیشنهادی.

the proposed investment was economically viable.

سرمایه گذاری پیشنهادی از نظر اقتصادی امکان پذیر بود.

I proposed to speak for an hour.

من پیشنهاد کردم یک ساعت صحبت کنم.

be proposed as a candidate for

به عنوان نامزد معرفی شود.

proposed to buy and run a farm.

پیشنهاد کرد و یک مزرعه خرید و اداره کرد.

This is the model of the proposed new airport.

این مدل فرودگاه جدید پیشنهادی است.

They proposed to make arrangement beforehand.

آنها پیشنهاد کردند که از قبل برنامه ریزی کنند.

proposed a facile solution to a complex problem.

یک راه حل آسان برای یک مسئله پیچیده پیشنهاد کرد.

He was proposed for the job of treasurer.

او برای شغل خزانه دار پیشنهاد شد.

the government proposed, but the trade union movement disposed.

دولت پیشنهاد داد، اما جنبش اتحادیه های تجاری از آن صرف نظر کرد.

the proposed fencing would impinge on a public bridleway.

محصور کردن پیشنهادی بر روی یک مسیر عمومی سواری تأثیر می گذارد.

he proposed a new nine-point peace plan.

او یک طرح صلح جدید با نه نقطه پیشنهاد کرد.

Roy Thomson was proposed as chairman.

روی تامسون به عنوان رئیس پیشنهاد شد.

I have already proposed to Sarah.

من از قبل به سارا پیشنهاد داده ام.

the Lord Mayor proposed a toast to the Queen.

شهردار ارشد پیشنهاد کرد تا به افتخار ملکه یک آرزو بیان کند.

it is proposed to deal with these matters seriatim.

پیشنهاد می شود این مسائل را به ترتیب رسیدگی کرد.

نمونه‌های واقعی

And things unknown proposed as things forgot.

و چیزهای ناشناخته که به عنوان چیزهای فراموش شده پیشنهاد شده‌اند.

منبع: The Weaknesses of Human Nature (Part 2)

But you haven't proposed to me yet.

اما هنوز به من پیشنهاد نداده اید.

منبع: Not to be taken lightly.

Now a humbler use is being proposed.

حالا استفاده متواضع تری پیشنهاد می شود.

منبع: The Economist - Technology

Several reforms have been proposed to regulate PBMs.

اصلاحات متعددی برای تنظیم شرکت های مدیریت دارو پیشنهاد شده است.

منبع: The story of origin

I understand you have already proposed to Princess Marie Antoinette in Vienna.

می فهمم که شما قبلاً به شاهزاده ماری آنتوانت در وین پیشنهاد داده اید.

منبع: Mozart's Fantastical Journey

Jim gave it to me when he proposed yesterday.

جیم آن را به من داد وقتی دیروز پیشنهاد داد.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

Two similar theories have been proposed to explain this.

دو نظریه مشابه پیشنهاد شده است تا این موضوع را توضیح دهد.

منبع: Scientific Insights Bilingual Edition

Yep. Is it still weird 'cause I proposed? Yep.

بله. آیا هنوز عجیب است چون من پیشنهاد دادم؟ بله.

منبع: The Big Bang Theory Season 5

The idea was first proposed back in the 1980s.

این ایده برای اولین بار در دهه 1980 پیشنهاد شد.

منبع: 2022 Intensive Listening

The idea of vertical farming was first proposed in 1999.

ایده کشاورزی عمودی برای اولین بار در سال 1999 پیشنهاد شد.

منبع: Portable English Bilingual Edition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید