proposer

[ایالات متحده]/prə'pəuzə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متقاضی; پیشنهاد دهنده; ضامن
Word Forms
جمعproposers

جملات نمونه

The proposer presented his new idea to the team.

پیشنهاد دهنده ایده جدید خود را به تیم ارائه داد.

The proposer suggested a different approach to solving the problem.

پیشنهاد دهنده یک رویکرد متفاوت برای حل مشکل پیشنهاد کرد.

The proposer proposed a budget increase for the project.

پیشنهاد دهنده افزایش بودجه برای پروژه پیشنهاد داد.

The proposer recommended a candidate for the job.

پیشنهاد دهنده یک نامزد برای شغل پیشنهاد داد.

The proposer put forward a motion to change the policy.

پیشنهاد دهنده یک پیشنهاد برای تغییر سیاست ارائه کرد.

The proposer advocated for better working conditions.

پیشنهاد دهنده از شرایط کاری بهتر حمایت کرد.

The proposer outlined the benefits of the new initiative.

پیشنهاد دهنده مزایای طرح جدید را شرح داد.

The proposer introduced a proposal to streamline the process.

پیشنهاد دهنده یک پیشنهاد برای ساده سازی فرآیند ارائه کرد.

The proposer recommended a course of action to address the issue.

پیشنهاد دهنده یک راه حل برای رسیدگی به مشکل پیشنهاد داد.

The proposer suggested a collaboration with other departments.

پیشنهاد دهنده همکاری با سایر بخش ها را پیشنهاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید