proteinase

[ایالات متحده]/ˈprəʊtiːneɪs/
[بریتانیا]/ˈproʊtiːneɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آنزیمی که پروتئین‌ها را تجزیه می‌کند؛ آنزیم پروتئین‌هیدرولیز کننده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

serine proteinase

سرین پروتئاز

cysteine proteinase

سیستئین پروتئاز

aspartic proteinase

آسپارتیک پروتئاز

metalloproteinase

metalloproteinase

proteinase inhibitor

مهارکننده پروتئاز

proteinase activity

فعالیت پروتئاز

proteinase gene

ژن پروتئاز

proteinase complex

پیچ پروتئاز

proteinase assay

آزمایش پروتئاز

proteinase structure

ساختار پروتئاز

جملات نمونه

the proteinase plays a crucial role in digestion.

پروتئیناز نقش حیاتی در هضم ایفا می‌کند.

researchers are studying the effects of proteinase inhibitors.

محققان در حال بررسی اثرات مهارکننده‌های پروتئیناز هستند.

proteinase activity can be influenced by ph levels.

فعالیت پروتئیناز می‌تواند تحت تأثیر سطوح pH قرار گیرد.

this proteinase is essential for cell signaling.

این پروتئیناز برای سیگنالینگ سلولی ضروری است.

proteinase enzymes are found in many organisms.

آنزیم‌های پروتئیناز در بسیاری از موجودات یافت می‌شوند.

understanding proteinase functions can lead to medical advancements.

درک عملکردهای پروتئیناز می‌تواند منجر به پیشرفت‌های پزشکی شود.

proteinase production can vary among different species.

تولید پروتئیناز می‌تواند در گونه‌های مختلف متفاوت باشد.

the study focused on a specific type of proteinase.

مطالعه بر روی یک نوع خاص از پروتئیناز متمرکز بود.

proteinase assays are commonly used in laboratories.

آزمایش‌های پروتئیناز به طور معمول در آزمایشگاه‌ها استفاده می‌شوند.

inhibition of proteinase can prevent certain diseases.

مهار پروتئیناز می‌تواند از بروز برخی بیماری‌ها جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید