protégé

[ایالات متحده]/[prɒˈteɪʒe]/
[بریتانیا]/[ˌproʊtɛˈɡeɪ]/

ترجمه

n. یک فرد یا حیوان که توسط دیگری آموزش دیده یا هدایت می‌شود، به ویژه کسی که جوانتر یا کمتر تجربه‌دار است؛ یک دانش‌آموخته یا شاگرد.

عبارات و ترکیب‌ها

my protégé

پروتیژِ من

a protégé's journey

سفر یک پروتیژِ

mentoring a protégé

mentor کردن یک پروتیژِ

future protégé

پروتیژِ آینده

protégé system

سیستم پروتیژِ

become a protégé

شدن یک پروتیژِ

his protégé

پروتیژِ او

protégé role

نقش پروتیژِ

new protégé

پروتیژِ جدید

protégé success

موفقیت پروتیژِ

جملات نمونه

he took her under his wing and became her protégé.

او آن را زیر پرچم خود گرفت و پروتئژه‌اش شد.

the young lawyer was a promising protégé of the senior partner.

دادستان جوان پروتئژه‌ای وعده‌آور از شریک فعال بود.

her protégé quickly surpassed her in skill and experience.

پروتئژه‌اش به سرعت او را در مهارت و تجربه فراتر گذاشت.

he carefully nurtured his protégé's talent for years.

او به طور دوست‌داشتنی مهارت پروتئژه‌اش را به مدت سال‌ها پرورش داد.

the mentor felt proud of his protégé's achievements.

مربی از دستاورد پروتئژه‌اش خوشحال بود.

she served as a valuable protégé to the renowned scientist.

او به عنوان یک پروتئژه‌ای مفید برای دانشمند مشهور خدمت کرد.

the protégé demonstrated remarkable potential in the field.

پروتئژه در زمینه‌ای پتانسیل بسیار خاصی نشان داد.

he sought out a protégé to pass on his knowledge.

او به دنبال یک پروتئژه‌ای بود تا دانش خود را به او منتقل کند.

the protégé's dedication and hard work were truly inspiring.

دست‌اندازی و کار سخت پروتئژه واقعاً الهام‌بخش بود.

becoming a protégé was a great opportunity for her.

شدن پروتئژه یک فرصت بزرگ برای او بود.

the experienced artist found a worthy protégé in the young student.

هنرمند تجربه‌دار در دانش‌آموخته جوان یک پروتئژه‌ای قابل قبول یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید