provincial

[ایالات متحده]/prəˈvɪnʃl/
[بریتانیا]/prəˈvɪnʃl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک استان; از یا مربوط به یک استان; تنگ‌نظر; محافظه‌کار
n. یک منطقه دورافتاده; یک منطقه محلی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

provincial government

دولت استانی

provincial capital

مرکز استان

provincial cuisine

آشپزی استانی

provincial dialect

لهجه استانی

provincial boundaries

مرزهای استانی

provincial laws

قوانین استانی

provincial standard

استاندارد استانی

provincial park

پارک استانی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید