cosmopolitan

[ایالات متحده]/ˌkɒzməˈpɒlɪtən/
[بریتانیا]/ˌkɑːzməˈpɑːlɪtən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جهانی; شامل تنوعی از فرهنگ‌ها یا مردم از سرتاسر جهان.
Word Forms

جملات نمونه

a vibrant cosmopolitan city.

یک شهر جهانی پر جنب و جوش

an issue of cosmopolitan import.

یک مسئله مهم جهانی

their designs became a byword for cosmopolitan chic.

طرح‌های آنها به یک واژه برای شیک بودن جهانی تبدیل شد.

the definition of nationality is elastic in this cosmopolitan country.

تعریف ملیت در این کشور جهانی انعطاف پذیر است.

New York is a highly cosmopolitan city.

نیویورک یک شهر جهانی بسیار پر جنب و جوش است.

immigration transformed the city into a cosmopolitan metropolis.

مهاجرت شهر را به یک کلان شهر جهانی تبدیل کرد.

the ancient and cosmopolitan societies of Syria and Egypt.

اجتماع باستانی و جهانی سوریه و مصر.

The dodder is one kind of annual autoecious weed of alfalfa, cosmopolitan weed quarantine object.

کنگی نوعی علف هرز سالانه خودکامل از شبدر است، یک شیء قرنطینه علف هرز جهانی.

But on the back of his smooth smoking, which paid $3,000 a day, he appeared in Cosmopolitan, GQ and Vogue and was the centrefold in Playgirl magazine.

اما در پشت فعالیت‌های سیگاری او که روزانه ۳۰۰۰ دلار پرداخت می‌شد، او در مجلات Cosmopolitan، GQ و Vogue ظاهر شد و در مجله Playgirl نیز در صفحه مرکزی قرار داشت.

This set contains a bar spoon, shaker, ice tongs, strainer and measurer, all the essentials for creating a wide variety of mixed drinks, from Cosmopolitans to Long Island Ice Teas.

این مجموعه شامل یک قاشق بار، شیکر، انبر یخ، صافی و پیمانه است، همه ضروریات برای تهیه انواع مختلف نوشیدنی‌های مخلوط، از کوس‌موپولیتان تا چای یخی لانگ آیلند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید