provokes

[ایالات متحده]/prəˈvəʊks/
[بریتانیا]/prəˈvoʊks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای تحریک یا برانگیختن یک واکنش؛ برای آزار یا تحریک کسی؛ برای به وجود آوردن یا سبب شدن چیزی؛ برای راه اندازی یا تحریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

provokes interest

ایجاد تمایل

provokes thought

ایجاد تفکر

provokes discussion

ایجاد بحث و گفتگو

provokes anger

ایجاد خشم

provokes reaction

ایجاد واکنش

provokes debate

ایجاد مناظره

provokes change

ایجاد تغییر

provokes curiosity

ایجاد کنجکاوی

provokes laughter

ایجاد خنده

provokes fear

ایجاد ترس

جملات نمونه

the loud noise provokes a strong reaction from the crowd.

صدای بلند، واکنش قوی را از جمعیت برمی‌انگیزد.

his comments often provoke heated debates among colleagues.

اظهارات او اغلب بحث‌های داغی را در بین همکاران ایجاد می‌کند.

the movie provokes deep thoughts about society.

فیلم، تفکرات عمیقی در مورد جامعه ایجاد می‌کند.

she provokes laughter with her funny jokes.

او با شوخی‌های خنده‌دارش، خنده را برمی‌انگیزد.

the article provokes curiosity about the topic.

مقاله، کنجکاوی در مورد موضوع را برمی‌انگیزد.

his actions provoked criticism from the public.

اقدامات او باعث انتقاد از سوی مردم شد.

the teacher's question provokes thoughtful answers from students.

سوال معلم، پاسخ‌های فکرآموزی را از دانش‌آموزان برمی‌انگیزد.

such behavior provokes concern among parents.

چنین رفتاری نگرانی را در بین والدین برمی‌انگیزد.

the protest was meant to provoke change in policy.

تظاهرات برای ایجاد تغییر در سیاست‌ها بود.

his provocative speech provokes strong emotions.

سخنرانی تحریک‌آمیز او، احساسات قوی را برمی‌انگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید