irritates

[ایالات متحده]/ˈɪrɪteɪts/
[بریتانیا]/ˈɪrɪteɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را عصبانی یا ناراحت کردن; باعث بی‌حوصلگی کسی شدن; ایجاد ناراحتی کردن; ایجاد درد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

irritates me

من را آزار می‌دهد

irritates others

دیگران را آزار می‌دهد

irritates easily

به راحتی آزار می‌دهد

irritates skin

پوست را آزار می‌دهد

irritates greatly

به شدت آزار می‌دهد

irritates my eyes

چشم‌های من را آزار می‌دهد

irritates the issue

مسئله را آزار می‌دهد

irritates frequently

اغراقاً آزار می‌دهد

irritates the mind

ذهن را آزار می‌دهد

جملات نمونه

his constant humming irritates me.

زمزمه‌ی مداوم او آزارم می‌دهد.

the noise from the construction site irritates the neighbors.

صدای ناشی از محل ساخت‌وساز همسایگان را آزار می‌دهد.

it irritates me when people interrupt.

وقتی مردم صحبت مرا قطع می‌کنند، آزارم می‌دهد.

her sarcastic comments irritate everyone in the room.

نظرات طعنه‌آمیز او همه افراد حاضر در اتاق را آزار می‌دهد.

the delay in the project irritates the clients.

تاخیر در پروژه باعث آزار مشتریان می‌شود.

it irritates him when his phone battery dies.

وقتی باتری تلفن همراهش تمام می‌شود، آزارش می‌دهد.

her lack of punctuality irritates her boss.

عدم به‌موقع بودن او رئیسش را آزار می‌دهد.

the smell of burnt food irritates my senses.

بوی غذای سوخته حواس مرا آزار می‌دهد.

it really irritates me when people chew loudly.

وقتی مردم با صدای بلند آدامس می‌جوند، واقعاً آزارم می‌دهد.

traffic jams always irritate commuters.

ترافیک همیشه باعث آزار مسافران می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید