publicizings

[ایالات متحده]/ˈpʌblɪsaɪzɪŋz/
[بریتانیا]/ˈpʌblɪˌzaɪzɪŋz/

ترجمه

v. عمل عمومی کردن یا شناساندن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

publicizings campaign

کمپین‌های اطلاع‌رسانی

publicizings strategy

استراتژی اطلاع‌رسانی

publicizings efforts

تلاش‌های اطلاع‌رسانی

publicizings materials

مواد اطلاع‌رسانی

publicizings events

رویدادهای اطلاع‌رسانی

publicizings techniques

تکنیک‌های اطلاع‌رسانی

publicizings tools

ابزارهای اطلاع‌رسانی

publicizings approach

رویکرد اطلاع‌رسانی

publicizings initiatives

ابتکارات اطلاع‌رسانی

publicizings channels

کانال‌های اطلاع‌رسانی

جملات نمونه

the publicizings of the event attracted many attendees.

تبلیغات رویداد، بسیاری از شرکت‌کنندگان را جذب کرد.

she is responsible for the publicizings of our new product.

او مسئولیت تبلیغات محصول جدید ما را بر عهده دارد.

publicizings on social media can boost your brand visibility.

تبلیغات در رسانه های اجتماعی می تواند دید برند شما را افزایش دهد.

effective publicizings require a clear strategy.

تبلیغات موثر به یک استراتژی واضح نیاز دارد.

the publicizings for the charity event were very successful.

تبلیغات برای رویداد خیریه بسیار موفقیت آمیز بود.

we need to improve the publicizings of our services.

ما باید تبلیغات خدمات خود را بهبود بخشیم.

publicizings can significantly influence public opinion.

تبلیغات می تواند به طور قابل توجهی بر افکار عمومی تأثیر بگذارد.

they used various channels for the publicizings of the campaign.

آنها از کانال های مختلف برای تبلیغات کمپین استفاده کردند.

the publicizings included flyers, social media, and ads.

تبلیغات شامل بروشورها، رسانه های اجتماعی و تبلیغات بود.

publicizings play a crucial role in attracting customers.

تبلیغات نقش مهمی در جذب مشتریان دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید