secrecies

[ایالات متحده]/[ˈsɪkrɪz]/
[بریتانیا]/[ˈsɪkrɪz]/

ترجمه

n. حالت یا وضعیت بودن سری؛ سریتی؛ چیزهایی که سری می‌ماند.

جملات نمونه

the company guarded its trade secrets and other business secrecies closely.

شرکت به دقت محرمانه‌های تجارتی و دیگر محرمانه‌های کسب و کار خود را حفظ می‌کرد.

she revealed some of the wedding planning secrecies to her best friend.

او به بهترین دوستش از برخی از محرمانه‌های برنامه‌ریزی ازدواج خبر داد.

the ancient civilization was full of fascinating secrecies and rituals.

این تمدن باستانی پر از محرمانه‌های جالب و ریتیوال‌هایی بود.

he swore to protect the family's secrecies at all costs.

او قسم خورد که به هر قیمتی محرمانه‌های خانواده را حفظ کند.

the spy's mission was to uncover the enemy's secrecies.

مأموریت اسpio برای کشف محرمانه‌های دشمن بود.

the old book contained many historical secrecies about the royal family.

این کتاب قدیمی شامل بسیاری از محرمانه‌های تاریخی درباره خانواده شاهی بود.

despite their efforts, some secrecies remained hidden from the public.

هر چند تلاش‌های آن‌ها بود، برخی از محرمانه‌ها از عموم پنهان ماند.

the detective pieced together the clues to reveal the secrecies of the case.

دétektیو اطلاعات را به هم می‌پیوندند تا محرمانه‌های پرونده را آشکار کند.

the magician's performance relied on skillful sleight of hand and secrecies.

نمایش جادوگر بر روی دست‌کاری ماهرانه و محرمانه‌هایی بود.

the island was known for its natural beauty and ancient secrecies.

این جزیره به دلیل زیبایی طبیعی و محرمانه‌های باستانی شناخته می‌شد.

the author delved into the secrecies of the human mind in her novel.

نویسنده در رمان خود به محرمانه‌های ذهن انسان پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید