puesto

[ایالات متحده]/pjuːstoʊ/
[بریتانیا]/pwɛstoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام شخصی

عبارات و ترکیب‌ها

puesto que

چون

ya puesto

قبلاً قرار داده شده

puesto de trabajo

موقعیت شغلی

el puesto

این موقعیت

un puesto

یک موقعیت

puesto en

قرار دادن در

buen puesto

موقعیت خوب

puesto vacante

موقعیت خالی

en su puesto

در موقعیت او

siendo puesto

قرار دادن به عنوان

جملات نمونه

i have a good job position in this company.

من یک پست کاری خوب در این شرکت دارم.

she lost her position when the company closed.

او پست خود را از دست داد وقتی شرکت بسته شد.

there is a sales stand on every corner of the market.

در هر گوشه بازار یک نمایشگاه فروش وجود دارد.

we need to fill this vacant position immediately.

ما باید این پست خالی را به طور فوری پر کنیم.

the military established a watch post near the border.

نیروی مسلح یک پست نظارت را در نزدیکی مرز برقرار کرد.

he holds an important official position in the government.

او یک پست رسمی مهم در دولت دارد.

please save my place in the queue for the concert.

لطفاً جای من در صف برای کنسرت را حفظ کن.

the food stall sells traditional dishes from our region.

این نمایشگاه غذایی غذاهای سنتی از منطقه ما را به فروش می‌رساند.

she was promoted to a higher position within the company.

او به یک پست بالاتر در شرکت ترقی داده شد.

the general gave orders from the command post during the operation.

عمید در حین عملیات از پست فرماندهی دستوراتی صادر کرد.

this position requires at least five years of experience.

این پست حداقل پنج سال سابقه را نیاز دارد.

the advanced post was attacked by enemy forces last night.

پست پیشرفته دیروز شب توسط نیروهای دشمن حمله شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید