god punishes
خدا تنبیه میکند
society punishes
جامعه تنبیه میکند
time punishes
زمان تنبیه میکند
nature punishes
طبیعت تنبیه میکند
law punishes
قانون تنبیه میکند
fate punishes
سرنوشت تنبیه میکند
life punishes
زندگی تنبیه میکند
history punishes
تاریخ تنبیه میکند
justice punishes
عدالت تنبیه میکند
experience punishes
تجربه تنبیه میکند
the law punishes those who commit crimes.
قانون کسانی را که مرتکب جرم میشوند مجازات میکند.
the teacher punishes students for cheating.
معلم دانشآموزانی را که تقلب میکنند مجازات میکند.
the coach punishes players for being late.
مربی بازیکنانی را که دیر میرسند مجازات میکند.
society often punishes those who break the rules.
جامعه اغلب کسانی را که قوانین را میشکنند مجازات میکند.
he punishes himself for making mistakes.
او خودش را به خاطر اشتباه کردن مجازات میکند.
the judge punishes offenders with fines.
قاضی متخلفان را با جریمه مجازات میکند.
the system punishes poor performance.
سیستم عملکرد ضعیف را مجازات میکند.
she punishes her dog for misbehaving.
او سگش را به خاطر بدرفتنش مجازات میکند.
the government punishes tax evaders severely.
دولت فرار مالیاتی را به شدت مجازات میکند.
he believes that life punishes those who are dishonest.
او معتقد است که زندگی کسانی را که صادق نیستند مجازات میکند.
god punishes
خدا تنبیه میکند
society punishes
جامعه تنبیه میکند
time punishes
زمان تنبیه میکند
nature punishes
طبیعت تنبیه میکند
law punishes
قانون تنبیه میکند
fate punishes
سرنوشت تنبیه میکند
life punishes
زندگی تنبیه میکند
history punishes
تاریخ تنبیه میکند
justice punishes
عدالت تنبیه میکند
experience punishes
تجربه تنبیه میکند
the law punishes those who commit crimes.
قانون کسانی را که مرتکب جرم میشوند مجازات میکند.
the teacher punishes students for cheating.
معلم دانشآموزانی را که تقلب میکنند مجازات میکند.
the coach punishes players for being late.
مربی بازیکنانی را که دیر میرسند مجازات میکند.
society often punishes those who break the rules.
جامعه اغلب کسانی را که قوانین را میشکنند مجازات میکند.
he punishes himself for making mistakes.
او خودش را به خاطر اشتباه کردن مجازات میکند.
the judge punishes offenders with fines.
قاضی متخلفان را با جریمه مجازات میکند.
the system punishes poor performance.
سیستم عملکرد ضعیف را مجازات میکند.
she punishes her dog for misbehaving.
او سگش را به خاطر بدرفتنش مجازات میکند.
the government punishes tax evaders severely.
دولت فرار مالیاتی را به شدت مجازات میکند.
he believes that life punishes those who are dishonest.
او معتقد است که زندگی کسانی را که صادق نیستند مجازات میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید