scolds children
سر کودکان را بنده میکند
scolds loudly
با صدای بلند سرزنش میکند
scolds often
اغراق میکند
scolds harshly
به شدت سرزنش میکند
scolds parents
والدین را سرزنش میکند
scolds friends
دوستان را سرزنش میکند
scolds employees
کارمندان را سرزنش میکند
scolds students
دانشجویان را سرزنش میکند
scolds publicly
به طور علنی سرزنش میکند
scolds gently
به آرامی سرزنش میکند
the teacher scolds the students for being late.
معلم به دلیل دیر رسیدن، دانشآموزان را سرزنش میکند.
she often scolds her dog for chewing on the furniture.
او اغلب سگش را به دلیل جویدن مبلمان سرزنش میکند.
he scolds his son when he doesn't do his homework.
او پسرش را وقتی تکالیفش را انجام نمیدهد سرزنش میکند.
the manager scolds the employees for missing the deadline.
مدیر کارمندان را به دلیل از دست دادن مهلت مقرر سرزنش میکند.
she scolds her brother for not cleaning his room.
او برادرش را به دلیل تمیز نکردن اتاقش سرزنش میکند.
the coach scolds the players for not following the game plan.
مربی بازیکنان را به دلیل عدم رعایت طرح بازی سرزنش میکند.
parents often scold their children for bad behavior.
والدین اغلب فرزندان خود را به دلیل رفتار بد سرزنش میکنند.
he scolds his cat for knocking over the plant.
او گربهاش را به دلیل واژهگون کردن گیاه سرزنش میکند.
the principal scolds the students for their noisy behavior.
مدیر مدرسه دانشآموزان را به دلیل رفتار پر سر و صداشان سرزنش میکند.
she scolds her friend for being late to the meeting.
او دوستش را به دلیل دیر رسیدن به جلسه سرزنش میکند.
scolds children
سر کودکان را بنده میکند
scolds loudly
با صدای بلند سرزنش میکند
scolds often
اغراق میکند
scolds harshly
به شدت سرزنش میکند
scolds parents
والدین را سرزنش میکند
scolds friends
دوستان را سرزنش میکند
scolds employees
کارمندان را سرزنش میکند
scolds students
دانشجویان را سرزنش میکند
scolds publicly
به طور علنی سرزنش میکند
scolds gently
به آرامی سرزنش میکند
the teacher scolds the students for being late.
معلم به دلیل دیر رسیدن، دانشآموزان را سرزنش میکند.
she often scolds her dog for chewing on the furniture.
او اغلب سگش را به دلیل جویدن مبلمان سرزنش میکند.
he scolds his son when he doesn't do his homework.
او پسرش را وقتی تکالیفش را انجام نمیدهد سرزنش میکند.
the manager scolds the employees for missing the deadline.
مدیر کارمندان را به دلیل از دست دادن مهلت مقرر سرزنش میکند.
she scolds her brother for not cleaning his room.
او برادرش را به دلیل تمیز نکردن اتاقش سرزنش میکند.
the coach scolds the players for not following the game plan.
مربی بازیکنان را به دلیل عدم رعایت طرح بازی سرزنش میکند.
parents often scold their children for bad behavior.
والدین اغلب فرزندان خود را به دلیل رفتار بد سرزنش میکنند.
he scolds his cat for knocking over the plant.
او گربهاش را به دلیل واژهگون کردن گیاه سرزنش میکند.
the principal scolds the students for their noisy behavior.
مدیر مدرسه دانشآموزان را به دلیل رفتار پر سر و صداشان سرزنش میکند.
she scolds her friend for being late to the meeting.
او دوستش را به دلیل دیر رسیدن به جلسه سرزنش میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید