punt

[ایالات متحده]/pʌnt/
[بریتانیا]/pʌnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ضربه به توپ در میدان فوتبال؛ یک قایق با کف صاف
vt. ضربه زدن به توپ در میدان فوتبال؛ با میله به جلو راندن؛ حمل و نقل کردن
vi. ضربه زدن به توپ در میدان فوتبال؛ سفر کردن با یک قایق با کف صاف
Word Forms
شکل سوم شخص مفردpunts
جمعpunts
قسمت سوم فعلpunted
زمان گذشتهpunted
صفت یا فعل حال استمراریpunting

عبارات و ترکیب‌ها

attempt a punt

سعی در انجام پاس ارسالی

punt return

بازگشت پاس ارسالی

punt block

مسدود کردن پاس ارسالی

punt coverage

پوشش پاس ارسالی

punt formation

تشکیل پاس ارسالی

punt yardage

مسافت پاس ارسالی

punt rush

هجوم به پاس ارسالی

جملات نمونه

to carry in a punt.

حمل کردن در قایق ناتینگ

investors are punting on a takeover.

سرمایه‌گذاران در حال شرط‌بندی بر سر تصدی هستند.

those taking a punt on the company's success.

کسانی که روی موفقیت شرکت شرط بندی می کنند.

Leeds kindly punted the ball back to them.

لیدز به نوعی توپ را به آنها پس داد.

punted the ball deep into the opponent's territory.

توپ را عمیقاً به منطقه حریف ضربه زدند.

Gunner is a player on kickoffs and punts who specializes in running down the field very quickly in an attempt to tackle the kick returner or the punt returner.

تیرانداز بازیکنی در ضربات آزاد و پنالتی است که در دویدن بسیار سریع در زمین برای متوقف کردن بازگرداننده ضربه یا بازگرداننده پنالتی تخصص دارد.

A hostess in the doorway or a tout in the street will entice a punter with an unmissable offer.

یک میزبان در درب ورودی یا یک بازاریاب در خیابان با یک پیشنهاد از دست ندادنی مشتری را اغوا خواهد کرد.

What dream ? A punt pole points my thoughts back to the stream's rushy bed,

چه رویایی؟ یک قطب ضربه، افکار من را به بستر پرجنب و جوش نهر باز می گرداند.

نمونه‌های واقعی

And frankly, it was time to punt.

صادقانه، وقت آن بود که توپ را به جلو پرتاب کنیم.

منبع: NPR News March 2019 Compilation

Punting began in the early 20th century.

پانت کردن در اوایل قرن بیستم آغاز شد.

منبع: Bloomberg Businessweek

But the Oversight Board is punting right back to Facebook and saying no.

اما هیئت نظارت بلافاصله دوباره توپ را به سمت فیسبوک پرتاب می‌کند و می‌گوید نه.

منبع: VOA Standard English_Americas

What in the hell were you thinking punting with a minute 24 on the clock?

با وجود اینکه 24 ثانیه مانده بود، اصلاً به چه فکر می‌کردید که توپ را به جلو پرتاب کنید؟

منبع: Young Sheldon Season 5

Several small punts and skiffs were lying about in the water and on the edge of the wharf.

چند قایق کوچک و اسکف در آب و لبه اسکله پراکنده بودند.

منبع: The Sign of the Four

The IOC punted and turned the whole issue of Russia's state-sponsored doping over to individual sports federations.

کمیته بین‌المللی المپیک توپ را به جلو پرتاب کرد و کل مسئله دوپینگ دولتی روسیه را به فدراسیون‌های ورزشی فردی واگذار کرد.

منبع: NPR News July 2016 Compilation

One of the best ways to see Cambridge's hidden spots is by boat, or punt, to be exact.

یکی از بهترین راه‌ها برای دیدن مکان‌های پنهان کمبریج، قایق‌سواری یا دقیقاً پانت است.

منبع: Bloomberg Businessweek

Students propelling their punts by the traditional single pole offer an easy-going commentary.

دانشجویانی که قایق‌های خود را با استفاده از یک قطب سنتی به جلو می‌رانند، تفسیرهای آسان و بی‌دغدغه‌ای ارائه می‌دهند.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

That was a punt, but a successful punt, so I'll take it.

این یک پانت بود، اما یک پانت موفقیت‌آمیز بود، بنابراین من آن را می‌گیرم.

منبع: Notes on Life in the UK

To those marketing them, buy-write etfs are more than just a punt on placidity.

برای کسانی که آنها را بازاریابی می‌کنند، صندوق‌های ETF خرید-نوشتن بیشتر از یک شرط روی آرامش نیستند.

منبع: Economist Finance and economics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید