punted

[ایالات متحده]/pʌntɪd/
[بریتانیا]/pʌntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و قسمت گذشته punt؛ برای شرط بندی علیه بانکدار در برخی بازی های کارتی؛ برای سفر با punt در امتداد یک رودخانه (به ویژه برای لذت)؛ برای شرکت در سفته بازی در بازار سهام

عبارات و ترکیب‌ها

punted ball

توپ ارسالی

punted kick

ضربه ارسالی

punted decision

تصمیم ارسالی

punted play

بازی ارسالی

punted opportunity

فرصت ارسالی

punted chance

شانس ارسالی

punted option

گزینه ارسالی

punted strategy

استراتژی ارسالی

punted project

پروژه ارسالی

punted risk

ریسک ارسالی

جملات نمونه

the team punted on the last play of the game.

تیم در آخرین بازی در آخرین لحظه توپ را شوت کرد.

he punted the ball down the field.

او توپ را به سمت زمین شوت کرد.

after much discussion, they punted the decision to next week.

پس از بحث‌های فراوان، آن‌ها تصمیم گرفتند این تصمیم را به هفته آینده موکول کنند.

she punted on the tough question during the interview.

او در طول مصاحبه از پاسخ دادن به سؤال دشوار خودداری کرد.

the coach decided to punt rather than risk a turnover.

مربی تصمیم گرفت به جای ریسک کردن توپ از دست رفته، توپ را شوت کند.

they punted the project due to lack of resources.

آن‌ها پروژه را به دلیل کمبود منابع به تعویق انداختند.

he punted his chance at the promotion.

او شانس خود برای ارتقا را از دست داد.

the company punted on the new product launch.

شرکت عرضه محصول جدید را به تعویق انداخت.

she punted when asked about her future plans.

وقتی از برنامه‌های آینده‌اش سوال شد، او از پاسخ دادن خودداری کرد.

instead of making a choice, they punted the issue to the committee.

به جای انتخاب، آن‌ها این موضوع را به کمیته ارجاع دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید