pupae

[ایالات متحده]/'pju:pi:/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شفیره‌ها

جملات نمونه

As they hatch, the developing pupae fuse to one another, growing into a combined single lifeform.

همانطور که از تخم بیرون می آیند، لاروهای در حال رشد به یکدیگر متصل می شوند و به یک موجود زنده واحد تبدیل می شوند.

A study was conducted on the changes of glycerol, hemolymph proteins, glucogen and fat content of diapause and non-diapause pupae of Helicoverpa assulta.

مطالعه ای در مورد تغییرات گلیسرول، پروتئین های همولنف، گلوژن و محتوای چربی در سن بره Helicoverpa assulta در حالت خواب و غیر خواب انجام شد.

On hairy leaves, nymphs and pupae are often small with elongated dorsal setae, their margins are crenelated and sometimes indented deeply.

بر روی برگ‌های پوشیده از مو، لاروها و حشرات بالغ اغلب کوچک با setae پشتی کشیده هستند، حاشیه‌های آن‌ها crenelated و گاهی اوقات به شدت فرورفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید