purchased

[ایالات متحده]/[ˈpɜːtʃəst]/
[بریتانیا]/[ˈpɜːrtʃəst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خریدن چیزی؛ داشتن چیزی که خریده‌اید؛ کسب چیزی به وسیله خرید
adj. خریداری شده؛ کسب شده به وسیله خرید

عبارات و ترکیب‌ها

purchased a car

خودرویی خریداری کردم

recently purchased

خیر خریداری کردم

purchased goods

کالاها را خریداری کردم

purchased tickets

تیکت ها را خریداری کردم

purchased items

میزبان ها را خریداری کردم

purchased property

ملک را خریداری کردم

purchased software

نرم افزار را خریداری کردم

purchased services

خدمات را خریداری کردم

purchased previously

قبل خریداری کردم

جملات نمونه

i purchased a new laptop last week.

من یک لپ تاپ جدید در هفته گذشته خریداری کردم.

she purchased tickets for the concert online.

او تیکت‌هایی برای کنسرت اینترنتی خریداری کرد.

we purchased groceries at the local supermarket.

ما از لیست خرید خود در فروشگاه سوپرمارکت محلی خریداری کردیم.

he purchased a used car from a dealer.

او یک ماشین دست دوم از یک فروشنده خریداری کرد.

they purchased a house with a large garden.

آن‌ها یک خانه با باغ بزرگ خریداری کردند.

the company purchased new software for its employees.

شرکت نرم‌افزار جدیدی برای کارکنان خود خریداری کرد.

i purchased a beautiful painting at the auction.

من یک نقاشی زیبایی در مزایده خریداری کردم.

she purchased a subscription to the magazine.

او اشتراکی در مجله خریداری کرد.

we purchased insurance for our trip abroad.

ما بیمه‌ای برای سفر خارج از کشور خریداری کردیم.

he purchased shares in the company last year.

او سهامی در شرکت در سال گذشته خریداری کرد.

they purchased a gift for their anniversary.

آن‌ها یک هدیه برای سالگرد خود خریداری کردند.

i purchased a coffee and a pastry this morning.

من یک قهوه و یک نان خریداری کردم امروز صبح.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید